صبح بهاری

خاطرات و دل گویه ها

ایستاده ابر و باد و مه و خورشید و فلک از کار

زیر این برف شبانگاهی

بدتر از کژدم

می گزد سرمای دی ماهی

کرده موج برکه در یخ برف

دست وپای خویشتن را گم

زیر صد فرسنگ اما

در عبور است از زمستان

دانه گندم...

شفیعی کدکنی

نوشته شده در دوشنبه ۲۲ بهمن ۱۴۰۳ساعت 19:32 توسط سهیل | |

Design By : Night Melody