صبح بهاری

خاطرات و دل گویه ها

                                                به نام خدا
آقا چند وقتیه که شبها خوابهای عجیب غریبی می بینم ، عجیب غریب ها .
از هر مقطع زمانی و مکانی که تصور کنید و از اکثر افرادی که تاکنون در عمرم دیده ام می آیند در خوابم و دست به دست هم وقایع و اتفاقات چندان شگفت انگیزی بوجود می آورند که خدا می داند. تازه ول کن هم نیستند . باور بفرمایید نصف شب از ترس ناشی از خوابی که دیده ام بلند می شوم و می روم آب می خورم و می آیم می خوابم . چشمانم که روی هم میرود ادامه خوابم درست از همان جایی که قطع شده است شروع می شود ؟؟؟؟!!!!
طوری شده که الان دو-سه شب هست دیگه از خوابیدن می ترسم .
جالبتر اینکه بغیر از مشکلاتی که در جامعه اپیدمی و همه گیر است و همه باهاش دست بگریبان هستند ، الحمدالله مشکل چندان خاص و مهمی هم ندارم که بگم فکر و ذهنم مشغول آن باشد .
خدمت دوستان عزیز عارضم که بنده همیشه و هر روز مطالب جدید دوستان را مطالعه میکنم ولی نمیدونم چه ام شده که حس و حال کامنت نوشتن ندارم به بزرگواری خویش ببخشایید

نوشته شده در چهارشنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۸ساعت 14:51 توسط سهیل | |

Design By : Night Melody