تبليغاتX
صبح بهاری - و قوانین من . . .
خاطرات و دل گویه ها
                                                          به نام خدا
۱- صدقه و آيه الکرسي سرصبح که سفارش اکيد گرامي مادر در نوجواني و جواني بوده ؛ الان شده يک قانون
۲- هرچيزي سرجاي خودش. يا نه هرچيزي سرجاي اولش. ازاينکه مثل گربهِ گيچِ لنگه کفش خورده وسط خونه دور خودم بچرخم ؛ متنفرم
۳- احترام به ديگران ؛ تا حدي که بعضي اوقات اينقدر زياد مي شه که  صداي گرامي مادر ومهربان همسر نيز در مي آيد.
۴- هنگام خواب حتما بايد پتوئي ؛ ملحفه اي ؛چادرشبي چيزي رويم باشه . مگرنه يخ مي زنم.
۵- براي بيدار کردنم ازخواب اصلا به پشتم نزنيد. اگر اينکار را کرديد عواقبش بر عهده عواملش
۶- وقتي محو تلويزيون هستم مخصوصا فوتبال مورد علاقه لطفا با من حرف نزنيد. بعدا نگيد که اين موضوع را اون موقع بهت گفتم چرا گوش ندادي.
۷- تا جايي که در توان هست و مقدور باشد به ديگران کمک کنم. البته بنا به مشاهدات بسيار متضادي که ديده ام و با دو دست داده ام و با دو پا دویده ام دنبالش لطفا تقاضاي کمک مالي نفرماييد. فکري و يدي در خدمت هستيم در بست .
۸- صبحانه حتما بايد صرف شود. مگرنه اگر ميون روز وسط کار انداختم رفتم به خوردن يا افتادم و غش کردم؛ تعجب نکنيد.
۹- اصلا اهل بحث و مباحثه و مجادله نيستم؛ اگر يکوقت جوابتون را ندادم حمل بر درست بودن فرمايشات نگذاريد.

ديگه فکر کنم همين ها باشه.البته عرض نمايم که هر قانوني استثنا هم داره و اين قوانين فوق نيز از آن مبرا نيست.
پ ن۱: قصد داشتم که توي بازيهاي وبلاگي شرکت نکنم ولي وقتي لطف چند تا دوست برما فرود مي آيد . چه توان کرد جز سرتعظيم بر آستان اوامر دوستان فرود آوردن. اما بالاغيرتا دوستان عزيز ما را براي بازي هاي وبلاگي انتخاب نکنند. شرمنده اشون ميشيم اسيدي!!!!
پ ن ۲ : اين "اسيدي" که توي پ ن قبلي يهويي اومد ، يادگار يکي از دوستان وبلاگي است که وبلاگنويسي را بوسيد و گذاشت کنار اما جاش برامون همچنان سبزه
.

+ نوشته شده در  دوشنبه 7 اردیبهشت1388ساعت 8:22  توسط سهیل   |