|
و باران . . .
 |
به نام خدا دو فصل بهار و پاييز يک وجه مشترک بسيار خوب و عالي دارند. وجه مشترکي که باعث ميشه اينقدر دوستشان داشته باشيم و اينقدر به اين دو فصل علاقه مند باشيم . وجه مشترکي که راه رفتن در آن را در وجودمان بر مي انگيزد و حسابي روح و جانمان را جلا مي دهد. وجه مشترکي که بعد از يک زمستان سرد و يک تابستان گرم بوجود مي آيد. با همه اینها حسی را که بوجود می آورد یکسان است. وجه مشترکي که هر لحظه اش يک حس زيبا و دست نيافتي و غير قابل بيان را در وجود آدمي برمي انگيزد. وجه مشترکي که به همراه خويش مظاهر بسيار بديلي از طبيعت را برايمان ترسيم ميکند و ما را شيفته خويش ميکند وجه مشترکي که تنها بايد آن را دريافت و در ميانش شناور گشت و به همراهش جاري شد تا بتوان آن را دريابيم. و آن نيست جز : باران که به همراه نزول خويش ما را نيز سرمست ميکند و از خود بي خود ميشويم و زماني طولاني را در ميان قطراتش جاري مي شويم و لحظات را به فراموشي مي سپاريم و مي شويم آنچه که دوست داريم. وه چه حس زيباييست باران .
|
| ׀ +׀ نویسنده:
سهیل ׀ تاریخ: یکشنبه 23 فروردین1388 ׀ موضوع: ׀
|
| |
|
|