تبليغاتX
صبح بهاری
 

صبح بهاری

غزل حافظ و ادب پارسی

و غزه . . .

                                                      به نام خدا
غزه گویی مثل آب وآفتاب از جمله مطهرات است! رخوت و پلشتی که نه تنها منطقه بلکه جهان را فرا گرفته، انگار به چنین خون تازه ای نیاز داشت که انسان ها لحظه ای درنگ کنند و به تعبیر پابلو نرودا: خون را در خیابان ها ببینند... خونی که فطرت ها را می شوید و می آشوبد.
در کربلا نبرد نابرابر بود. در غزه این نابرابری چهره روشن تری دارد. هواپیماهای جنگنده، هلی کوپتر ها، کشتی های جنگی و تانک های مرکاوا و توپخانه و شورای امنیت سازمان ملل و آمریکا و اروپا و حسنی مبارک و ...در یک سویند و در سوی دیگر غزه و زنان و مردانی و کودکانی که از مرگ بیمی ندارند...
تا به حال چنین بود که اسراییل با رفتار و سخن و تفسیر مسلمانان و عرب ها را تحقیر می کرد. بهانه های انکار ناپذیری هم برای تحقیر داشت. جنگ شش روزه در سال 1967، سند تحقیر مسلمانان بود.
هیچکس آشکار تر از موشه دایان این خواری را تصویر نکرده است.
از ساعت هفت و چهارده دقیقه تا هشت و پنجاه و پنج دقیقه بعد از ظهر پنجم ژوئن 1967 هواپیماهای جنگی و بمب افکن اسراییل به پایگاه های مصر یورش بردند. 189 هواپیمای مصری را روی زمین منهدم کردند. یازده پایگاه هوایی مصر نابود شد... حسنی سید ابراهیم مبارک ! هم همان وقت خلبان نیروی هوایی مصر بود.جزئیات این یورش را موشه دایان به تفصیل نوشته است.(1) و البته نابود شدن هواپیماهای جنگی سوریه و اردن...در چند ساعت نیروی هوایی سه کشور نابود شده بود... مصاحبه ای از دایان می خواندم ،همین عملیات را توضیح داده بود. توضیح با جزئیات. خبرنگار می پرسد: شما نگران نیستید که این اطلاعات به دست دشمن بیفتد؟ در پاسخ می گوید:" نه! عرب ها نمی خوانند. اگر هم بخوانند نمی فهمند."
اکنون چه اتفاقی افتاده است که هشت شبانه روز بمباران و پس از آن بمباران و یورش زمینی در سرکوب مردمی که نه هواپیما دارند و نه تانک بی اثر مانده است؟
چه اتفاقی افتاده که صدای مردم از همه ملت ها وکشور ها اوج گرفته است. روزنامه ایندیپندنت کاریکاتور غریبی داشت. اولمرت حمام خون گرفته است. تا گلوگاهش در وان خون فرو رفته. با چشمانی بی رمق با برق خون. نخست وزیر انگلستان و رییس جمهور آمریکا هر دو با لباس خدمتکاران مخصوص در کنارش ایستاده اندو گردون براون صابون نرم در بشقابی آورده و به رسم خدمتکاران انگلیسی قامت خمانده و بوش فرچه در دست دارد و حوله تا شده ای که بر ساعد انداخته. هر دو در خدمت اولمرت. با این تفاوت که چهره بوش کاملا مسخ شده و به خوک تبدیل شده است و براون تا خوکیت کامل یک گام فاصله دارد...بی تردید درد و سوز در ذهن هنرمندی شعله کشیده تا چنین تصویری آفریده است. این درد و سوز نشانی از تنهایی مردم غزه دارد...
فاسطینی ها در این جنگ از بعد اخلاقی و سیاسی و روانی پیروز شده اند. در بعد نظامی نیز آن ارتش افسانه ای به تعبیرخودشان مدعی کدام پیروزی میتواندباشدباکدام ارتش جنگیده اند؟
در کتاب " خاموشی دریا" نوشته ورکور نگاهی دارد به صحنه ورود تانک های آلمان ها به فرانسه . نوشته است در زیر زنجیر تانک ها خوشه های گندم له شدند. اما همه می دانند که دانه ها این بار با فشار بیشتری در ژرفای خاک فرو رفته اند و گندمزارهای ما سال دیگر شاداب تر خواهد بود...
در تابستان دو سال پیش اسراییل از حزب الله شکست نظامی و اطلاعاتی و سیاسی خورد. در نبرد غزه شکست اخلاقی هم بر آن افزوده شد...همه شکست ها جبران پذیرند جز شکست اخلاقی. شکست ارتش یزید در برابر امام حسین و یاران او...
تعریفی نو از زندگی و مرگ؛ از شکست و پیروزی هم تعبیر و تفسیری تازه به دست می دهد. غزه نشانه راه آزادی و عزت فلسطین است.
نزار قبانی در شعری که با عنوان: حاشیه ای بر شکست-سال 1967- سروده. تعبیر بسیار بسیار مهمی دارد. می گوید:
"ما دخل الیهود من حدودنا
و انما...
تسربوا کالنمل من عیوبنا..."
یهودیان از مرزهای ما نیامدند
تنها،
از مدخل عیب های ما مثل مورچه به درون خزیدند.
غزه جایی است که اسراییل نتوانسته بود در تار و پودش نفوذ کند.
آن چه در غزه می گذرد بهای عزت و آزادگی و استقلال است. غزه قضیه انسان است. به تغبیر نزار قبانی...
" اگر کسی از ارتش سلطان به من امان بدهد،
به او می گویم: یا حضرت سلطان!
دو بار در جنگ شکست خوردی
برای این که تو از قضیه انسان گسسته ای! (2)
(1)- موشه دایان، داستان زندگی من، وارنر بوکس،1976، ص:418 و 419 ( متن انگلیسی)
(2)-نزار قبانی، مجموعه آثار، جلد 3، ص:93
پ ن : من معتقدم که برای مسائل بزرگ باید افراد بزرگ بنویسند. بنابراین برای اتفاقاتی که در غزه رخ میدهد نوشته جناب مهاجرانی (وزیرارشاد دوران خاتمی) را برای اینجا انتخاب کرده ام . که فکر کنم حق مطلب به قلم ایشان ادا شده است. گرچه شاید نظر خودم تا حدی متفاوت باشد.

׀ +׀ نویسنده: سهیل ׀ تاریخ: دوشنبه 23 دی1387 ׀ موضوع: ׀
 

و خانوم . . .

                                                               به نام خدا
 ((خانوم)) نام کتابی است به قلم توانای "مسعود بهنود" که به خوبی توانایی نویسنده را جریانات تاریخی آن می توان احساس نمود. سرگذشت دختری به نام "خانوم" که در میان خانواده سلطنتی قاجار قرار داشته نوه مادری مظفرالدین شاه که چیزی نمانده بود که همسر قانونی احمدشاه گردد و اگر نبود مقاومت خودخواهانه محمدعلی شاه در برابر مشروطیت حتما تاریخ ایران و سرنوشت خانوم طوری دیگر رقم میخورد ولی سرنوشت ایران و خانم بدجوری بهم امیخته است .
خانومی که از همان کودکی باید به سفارش نزهت السلطنه گوش بدهد و به جای او زندگی کند و خاطره مرگ نزهت السطنه تا اخرین کلمات کتاب همچنان زنده ماندنش را نشان میدهد. خانومی که به همراه خانواده دربه در قاجار مجبور به فرار از ایران می شوند و جریاناتی که بر این خانواده وارد می شود. و دوری از مادر برای خانوم ازهشت , نه سالگی شروع می شود و او از همان زمان یاد میگیرد که بیاموزد و برپای خویش بماند و تا آخر عمر نیز در برابر تمامی ناملایمات و مشکلات همچنان پایدار می ماند. سرگذشتی پر از فراز و نشیب همراه با تحولاتی که در مقاطعی از زندگی اش بوجود می آید ،از رهبانیت و تارک دنیا شدن در یک کلیسا تا سردسته انجمن دانشجویان فرانسوی شدن قبل ازجنگ جهانی دوم . و زندگی همچنان ادامه دارد. حوادثی که برای او رخ میدهد به نظر من بسیار زیاد و متنوع است اون هم برای زنی در اون سالهای بسیار دور و چقدر این بانو تلاش کرد و کوشش کرد. تا خودش و خانواده اش را نگاه دارد. سرگذشت همسرش میشل و به دنبال آن دخترش مریم و نوه اش ناناز.که انگار نوه آمده است تا تمام آن چیزهایی که خانوم انجام نداده ونیز زندگی به جای نزهت السلطنه را ادامه بدهد.
و چقدر این آخر کتاب که بیان جریانات همین چند سال گذشته هست برای خواننده میتواند ملموس و زیبا باشد تا جایی که حتی متوجه می شویم که در جریان یازده سپتامبر گوشه ای از تاریخ ایران نیز شاید در میان آوار برج های دوقلو مدفون یا نه شاید دوباره متولد می شود .
در گوشه گوشه کتاب قلم توانای نویسنده در بیان جریانات و مرتبت نمودن آنها به هم بسیار موثر و قابل تحسین است. به طوری که انتخاب گوشه ای از کتاب برای بیان آن بسیار سخت است. وقتی که خانوم از مادرش می گوید و از حوادثی که برایش رخ داده . وقتی که ناناز در گوشه گوشه این دنیا پهناور به دنبال جاپاهای خانوم می رود و به هرکجا که می رسد یادگاری از او به دستش می رسد. وقتی که درجشن ازدواج ناناز(که الان یکی از بزگترین برنامه سازان و خبرنگاران جهان شده است) و در مقابل دیدگان بیل کلینتون (رئیس جمهور وقت امریکا) و همسرش و مادلین آلبرایت (وزیرخارجه وقت) و سناتورها و سرمایه داران بزرگ آمریکا ؛ عروس (ناناز) بر پرده ای بزرگ تصویر زنی پیر را که روی تشکچه ای نشسته و بر متکایی تکیه داده به نمایش میگذارد که با دوربین صحبت میکند و درپایان صحبتش اینگونه می گوید: ". . .  وقتی فهمیدم که قوی ترین دیوها در مقابل فرشته ظریفی که آدمیزاده باشد چقدر حقیرند  دانستم که زمان را انسان می سازد ، من خودم آن را ساختم "  و این جمله را چشم در چشم کسانی می گوید که خود را قدرتمند ترین قدرتها می دانستند.
پ ن : سفارش میکنم که کتاب را بخوانید. هم با تاریخ ایران و حتی قسمتی از جهان آشنا می شوید هم با بسیاری از شخصیتها و هم از شهد شیرین اعجاز قلم بهنود کامتان شیرین می شود.


׀ +׀ نویسنده: سهیل ׀ تاریخ: شنبه 7 دی1387 ׀ موضوع: ׀
 

در باره من

به نام خدا
با گذشت چند روز از(ف.ي.ل.ت.ر) شدن وبلاگ "صبح است ساقيا . . ." با توجه به اينکه چندين بار به آدرس داده شده ايميل فرستادم. هنوز وبلاگ در شرايط محدوديت دسترسي قرار دارد. به همين خاطر تصميم گرفتم که از روز عيدقربان تا زمان رفع محدوديت از وبلاگ اصلي حافظ (که اميدوارم هرچه زودتر باشد) در اينجا کارم را ادامه بدهم.
با تشکر از لطف و محبت همه شما دوستان گرامي.
ميزبان هر روز شما با حافظ : سهيل


منوی اصلی

· صفحه نخست
· پست الكترونيك
· آرشيو مطالب


آخرین نوشته ها

· امروز با حافظ (چهارشنبه 88/09/25)
· گوناگون
· امروز با حافظ (سه شنبه 88/09/24)
· گوناگون
· امروز با حافظ (دوشنبه 88/09/22)
· گوناگون
· امروز باحافظ (یکشنبه 88/09/22)
· گوناگون
· امروز باحافظ (شنبه 88/09/21)
· گوناگون



لینکدونی

· چشمه سار
· راز نهان
· بانوي سيب
· واحه
· فراتر از آسمان
· پله پله تا معبود
· دل نوشته های بانو
· با من بخوان
· گلهای زندگی
· آغاز . . . پایان
· فانا
· نفس عمیق
· پونه
· این هفته هم گذشت
· صبر
· مورچه کوچولو
· مهتاب
· کوچه شهر دلم
· دلنوشته های خانم مدیر
· بیتوته
· صبح بخیر
· ایپک
· هجوم سایه ها
· سکوت شبانه سحر
· بزم عارفانه
· چیزی شبیه زندگی
· روزگار تنهایی
· این منم! این منم ؟
· سکسکه قرن
· زمستون
· اسب وحشی
· شهر سنگستان
· فصل گناه
· نوت بوک
· هم نفس
· قلب آسمونی
· کلک خیال انگیز
· صدای شب
· یوحنای مجنون
· عشق و عرفان
· دلشده
· زمین شناس کوچولو
· قرار امواج
· ماوراء صلح
· روزگار تنهایی
· سر عشق
· فرهنگ و ادب عشق جاودان
· میهن پرست
· یک طرح گنگ
· شب اهنگ شباهنگ
· نگار عشق
· معراج
· واحه (قدیمی)
· میکده
· مکتب ایام
· سپیده
· یاداشتهای اسب وحشی
· نسیم دریایی
· همراز
· کلبه خانم کوچولو
· سلطان بانو و محمد
· نارایانا
· سکوت دل
· مکتوب
· قالب رایگان بلاگفا


امکانات


 

 


ترجمه قالب

محمدرضا ابراهیمی


Powered By
BLOGFA.COM