|
واي . . . واي . . .
 |
به نام خدا من موندم :
اون چه شمشيري بود چه ضربتي بود چه كينه اي بود كه فرق خورشيد را شكافت و آسمان را غرق خون كرد واي . . . واي . . . واي . . .
|
| ׀ +׀ نویسنده:
سهیل ׀ تاریخ: شنبه 30 شهریور1387 ׀ موضوع: ׀
|
| |
|
و افطاری . . .
 |
به نام خدا شب ولادت حضرت امام حسن مجتبی(ع) به اتفاق خانواده افطاری یک جایی بودیم که واقعا بهمون چسبید و فکر کنم به معنای واقعی کلمه لذت ماه رمضان و روزه گرفتن را چشیدیم . افطار در قطعه ای از بهشت بر روی زمین بودیم . در جوار بارگاه منور امام رضا (ع) در یکی از صحن های باصفای حضرت ، به اتفاق خانواده کمی افطاری برده بودیم و افطار کردیم . چه صفایی داشت قابل توصیف نیست . چه لذتی داشت قابل بیان کردن نیست . فقط و فقط بگم که یکی از خاطره انگیزترین افطاری هایم بود. من به واسطه سالهایی که گذرانده ام افطاری های بسیار متفاوتی را تجربه کرده ام در دانشگاه , در طول خدمت , در طول دوران کاری , در جمع های مختلف , در خلوت و تنهایی . ولی این افطار یک چیز دیگه ای بود . فضایی روحانی و معنوی که به انسان یک حس زیبایی القاء می کرد . نائب الزیاره همه دوستان هم بودیم . تک تک شما را یاد کردم حالا بعضی ها را به واسطه جریاناتی که داشتیم بیشتر ولی تمامی لینکهای هر دو وبلاگ و خیلی از افراد دیگر را یاد کردم . گرچه میدونم که خیلی روسیاهتر از این حرفها باشم ولی میدونم که به واسطه یادی که از شماها کردم حضرتش نظری به ما هم خواهد کرد . پ ن 1: در مشهد شب ولادت امام حسن مجتبی(ع) اکثر نانوایی ها نان را به صورت صلواتی در اختیار مردم قرار می دهند . میخواستم ببینم بقیه شهرها هم این کار انجام میشه یا نه ؟ پ ن 2 : شبهای قدر در پیش است . وقتی که چشمانتان بارانی شد بدانید که کویری در انتظار باران است . دریغ نکنید از یکدیگر دعایتان را .
|
| ׀ +׀ نویسنده:
سهیل ׀ تاریخ: پنجشنبه 28 شهریور1387 ׀ موضوع: ׀
|
| |
|
و يك اتفاق . . .
 |
|
به نام خدا يك مطلبي كه هميشه قديمي ها گفته اند مهم بودن نگه داشتن هر چيزي بعد از بدست آوردن آن است. در هرموردي اون چيزي كه خيلي با اهميت تر و مهم تر است نگه داشتن آن است . شهرت و مقام و عنوان وحتي ثروت را شايد بتوان با كمي تلاش بدست آورد ولي نگه داشتن آن بسيار سخت تر است حال در مسائل معنوي و روحي هم همين طور ايمان و عزت نفس و بخشندگي و . . . هم با تلاش بدست مي آيد ولي نگهداشتن آن بسيار سخت تر است و اون چيزي كه الان مورد نظر من است دوستي است . چيزي كه شايد با يك لبخند و چند گفتگو عادي شروع شود و با استمرار ارتباط و شناخت بيشتر عميق تر گردد. ولي مهم ادامه آن و نگه داشتن دوستي است چيزي كه ميتونم بگم من امروز با يك اشتباه و سوءتعبير نادرست در مورد يكي از دوستان خوبم ، آن را نتوانستم انجام بدهم و باعث بوجود آمدن چالشي ناگوار و عميق در آن شدم . و باعث ناراحتي هم براي خودم و هم براي دوستم شدم . فكر مي كردم كه بعد از اينهمه مدت، تجربه كافي در دوستي و نگه داشتن آن را دارم ولي امروز با اتفاقي كه افتاد اون هم درست بعد از لحظاتي كه يكي از زيباترين دقايق دو دوست ميتونست باشه، تمام شيريني اون لحظات را به تلخي تبديل كردم. يك گفته نابجا يا شايد يك خودخواهي نابجا ،يك سوءتفاهم. نميدونم، به هرحال هرچه بود باعث بوجود آمدن تركي در چيني يك دوستي خوب شد. و الان اينقدر ازاين موضوع ناراحتم كه خدا مي داند. صحبتهايي كه شد و حرفهايي كه شنيدم باز هم برايم تجربه اي شد . چيزهايي كه شايد بعد از مدتهاي طولاني برايم تكرار شد و به همراهش چيزهاي جديدي هم داشت . اون هم از زبان يك دوستي كه واقعا برايم عزيزو گرامي است . و الان من ماندم و ندامتي كه همراهم است و نيز اميدي كه اميدوارم مي كند به بخشش و گذشت از آنچه كه اتفاق افتاده . و اينكه بتوانم دوباره عبارت "يك دوست خوب" را برزبان بياورم و يا دوباره بشنوم. عبارتي كه اين چند مدت هميشه با بيان ويا شنيدن آن يك نيروي و روحيه اي تازه در من بوجود مي آورد . نمي دانم بايد بگذارم اين چند وقت به هرصورتي كه خدا صلاح مي داند بگذرد.و هرچه زودتر این انتظار سخت به پایان رسد. پ ن 1: جالبه بعد از اين جريان احساسم نسبت به يكي ازوسايلي كه هميشه همراهم است كمي تغييركرده. يك حس دوری و فاصله بهش پیدا کرده ام . اثر دوستي ها بر وسائل و اشياء هم چقدر قوي است . پ ن 2: ما را به دعا كاش فراموش نسازند رندان سحرخيز كه صاحب نفسانند
|
| ׀ +׀ نویسنده:
سهیل ׀ تاریخ: یکشنبه 17 شهریور1387 ׀ موضوع: ׀
|
| |
|
و اين ايام . . .
 |
به نام خدا اين سه ، چهارهفته اي كه گذشت از اون ايامي بود كه از زمين و آسمون برام كار و مشغله مي ريخت. نزديكي به ماه مبارك و نيز هفته دولت باعث شده بود كه حجم كارها بيشتر شود خب البته اين طبيعي بود ولي در همين گيرودار دريافت يك ليست از افرادي كه بايد در يك سري كلاسها شركت كنند و در صدر اون اسم من با چند تا ضربدر جلويش ديگه از اون اتفاقاتي بود كه مثل اتوبوس جهانگردي سالي يكبار رد مي شد و اين بار ديگه نمي شد اين كلاسها را پيچوند . خلاصه از ساعت هفت صبح تا هفت بعد از ظهرها ديگه برنامه اش مشخص شده بود . به اين اضافه كنيد زندگي عادي ام را، اهل و عيال و جقله و اين تابستان . حالا اينها به كنار حوادث و اتفاقاتي ناگهاني كه پيش مي آمد و بعضي هايش چندين روز دنباله دار را به همراه داشت و ديگر توقعات بعضي ها كه اينطوري كنم و اونطوري كنم و . . . خلاصه كلام اينكه اگر اين مدت دير خدمت رسيدم و اگر اين مدت كمتر حضور داشتيم شما به بزرگواري خود ببخشيد. حالا با فرا رسيدن اين ماه پر از خير وبركت اميد است كه بتونم بيشتر در خدمت دوستان باشم . فرا رسيدن اين ماه پر از خير و بركت را به همه همراهان تبريك عرض مي كنم و اميدوارم كه درلحظات ناب دعا همه در حق هم دعا كنيم تا به واسطه اين لحظات روحاني و لطف و محبت پروردگار بلند مرتبه آرزوي همه بر آورده شود و مشكلات همه برطرف گردد. من خودم كه امسال نتونستم مثل گذشته از فرصتهايي كه بود استفاده كنم . يك جورايي فكر ميكنم كه بدجوري دارم درگير اين دنيا مي شم . برام دعا كنيد كه بتونم بيشتر با آسمون دلم را گره بزنم .
|
| ׀ +׀ نویسنده:
سهیل ׀ تاریخ: سه شنبه 12 شهریور1387 ׀ موضوع: ׀
|
| |
|
|