تبليغاتX
صبح بهاری
 

صبح بهاری

غزل حافظ و ادب پارسی

و باران بهاري . . .

                                                      به نام خدا
 بالاخره بعد از چيزي حدود 23-24 روز انتظار و با حسرت چشم دوختن به ابرهايي كه از بالاي سرمان رد مي شدند و انگار نه انگار كه وظيفه باريدن دارند و بايد باراني بيايد . دو سه روزي هست كه خداوند رحمت خويش را برما ارزاني داشته و باراني مي بارد كه بيا و ببين. يك لحظه رگباري تند و شديد و تگرگ و لحظه اي بعد باران نرمي كه دوست داري وجود خويش را به دست نوازشگرش بسپاري . و هوايي كه هرچه عميق تر نفس بكشي باز هم مشتاقترش مي شوي . و بهاري كه حد اعلاي خويش را به نمايش گذاشته و انسان را هرچه بيشتر و بيشتر شيفته رنگهاي بديع خويش مي كند . و خلاصه گنجشكهاي شادي كه آواز سرداده اند و اقاقيايي كه تمام عطرهاي عالم را شرمنده خويش نموده است .
 و اين شعرفريدون مشيري را دائم با خويش زمزمه مي كنم :
 . . . .
 ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم
 ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب
 ای دریغ از ما دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار
 . . . .
׀ +׀ نویسنده: سهیل ׀ تاریخ: دوشنبه 26 فروردین1387 ׀ موضوع: ׀
 

و حس بهاری . . .

                                                        به نام خدا 
 ۱- حس بهاري بودن و شكفتن را اون كسي ميتونه درک كنه كه با دست خودش تكه زميني را از پاييز آماده كرده باشه و در اول بهار با دست خودش در آن دانه كاشته باشه و هر روز به آن سر زده و آبش بدهد و بعد يك روز كه به اونجا مي رود ببيند كه گوشه كناري از خاك ترك خورده و شكافته شده و ساقه هاي كوچكي همراه با برگهاي ريزي از خاك سر برآورده اند و طوري بهش نگاه مي كنند كه انگار دارند بهش سلام مي كنند و تمام اين اتفاقات براي من رخ داده. ديروز وقتي كه رفتم سروقت باغچه كوچكي كه در آپارتمانمون كاشتم گياهان كوچكي در گوشه و كنار باغچه در انتظار من بودند، و چه لذتي بردم از ديدن اونها و چه نوازشي كرد نسيم بهاري وجودم را . 
 ۲- چند روزي است كه لب تاب يكي از اقوام كه دچار انواع و اقسام ويروسها شده بود مهمان من بود تا روبراهش كنم . به جرات ميتونم بگم كه هيچ سيستمي تا اين حد اذيتم نكرده بود. ايراد در شناسايي درايورهايش بود كارت صدا و گرافيك و . . . . اين چهار روز همه اش باهاش ور مي رفتم تا اينكه بالاخره ديشب درست شد. تا به حال اينقدر پيله يك كاري براي درست كردنش هم نشده بودم .
 ۳- خداييش براي آدم سنت گرايي مثل من همين سيستم ديزلي خودم با اين صفحه كليد شكسته و مانيتور محدب ورقلمبيده و موس غلطکی خيلي بهتر از اون لب تاب است. گرچه همين مطلب را با همان لب تاب دارم آپ ميكنم.
 ۴- (ربه كا) ، (درياچه شيشه اي سه جلد) ، (بامداد خمار) ، (سالهاي ابري دو جلد) ، همه كتابهايي هستند كه توي همين زمستان امسال مثلا شروع كردم به خواندنشون. هر كدام را هم تا حدود نصفه خوندم ولي هيچكدام را نتونستم به اتمام برسونم. چكار كنم سرعت كتاب خواني ام كمه . عوضش خانمم تمام اين كتابها كه هيچي چند جلد كتاب ديگه هم اضافه بر اينها خوانده. ماييم ديگه. جاي سورنا خانم خالي.
 ۵- دراین خاک در این مزرعه پاک             بجز مهر بجز عشق دگر بذر نکارید.

׀ +׀ نویسنده: سهیل ׀ تاریخ: دوشنبه 19 فروردین1387 ׀ موضوع: ׀
 

و دوستی . . .

(دوستی). هر چه در این رابطه به ذهنتان میرسد بنویسید مثلا صمیمیت در دوستی به چه معنی است؟اگر دوستی از شما رنجید جه میکنید؟و مهمتر از همه، اگر بین دو دوست مجبور به انتخاب باشیم،کدام را بر میگزینیم؟
                                                        به نام خدا
صحبت کردن و نوشتن در مورد مطلبی که بزرگان بزرگی درباره آن قلمها زده اند بسیار سخت است ولی به هرحال بیان مقداری از نظرات شخصی شاید بتونه خوب باشه.
انسان اجتماعی که لاجرم در اجتماع زندگی میکند ناچار به برقراری ارتباط با همنوعان خویش میباشد که ساده ترین ارتباط مداوم را که باعث بوجود آمدن مقداری آشنایی بین افراد می شود رامی توان ساده ترین حد دوستی دانست که در صورت تداوم آن و برقراری ارتباط عمیقتر و ژرفتر و نیز مشمول مرور زمان شدن آن مراتب دیگری از این دوستی نمود پیدا میکند. تا به حدی که دیگر این دوستی از حالت تنها ارتباط ظاهری خارج شده و به ارتباطی روحی و معنوی و قلبی تبدیل می گردد. و تنش های مختلفی که در طول زمان در این دوستی بوجود می آید هم میتواند باعث تداوم و عمق و ریشه بیشتر به آن شده و هم اینکه میتواند عمر آن را کوتاه و دوستی را برطرف نماید. صمیمیت همان است که در موردش تکه کلامهای مختلفی بیان شده. صمیمت یعنی اینکه بتوان از دل یکدیگر با خبر شدن و از احوالات هم با یک نگاه جویا شدن.یعنی بتوان به سادگی با دوست صحبت کردم و درد دل کردن و به راحتی درد دل شنیدن یعنی یک ارامش و یک خلسه بسیار دلنشین از کنار دوست بودن و یعنی آنچه در توان داشتن برای دوست داشتن.
در این میان جمع های دوستانه نیز برای خودش جایگاه ویژه ای دارد.وقتی دوستی ها گروهی و اجتماعی می شود اونوقت است که تنش های مختلفی که در آن گروه بوجود می آید باعث این می شود که دوستان بیشتر به هم آشنا شده و شناسایی نقاط قوت و ضعف یکدیگر سعی در ایجاد گروهی می شوند که قوی تر و با نشاط تر باشد و انسان از قرار گرفتن در این گروه بیشتر و بیشتر لذت ببرد. ولی در این جمع ناگزیر تنش هایی بوجود می آید که افراد آن گروه میتوانند با درایت آن را برطرف نموده واز گسترش آن جلوگیری کرده واز نفود اختلاف به گروه ممانعت بعمل آورند.
در دوستی دلخوری ها و رنجش ها از جانب هر دو نفر باید سریع برطرف گردد اینجا دیگر منیّت و خودخواهی جایی نباید داشته باشد. باید سریع رنجش ها برطرف گردد و از بنیان کنده شود. سریع کدورتها برطرف شود و نباید اجازه داد که حس ناخوشایند بیزاری و تنفر در دوستان بوجود آید.
و سخت ترین مرحله دوستی به نظر من انتخاب است بین دو دوستی که بینشان شکر آب شده است.من خودم در طول زندگی چندین و چند بار این مرحله سخت را تجربه کرده ام و میشه گفت در هر بار یک راه و روش متفاوت را برگزیده ام و الان با جرات هرچه تمامتر میتونم بگم که تجربه به من ثابت کرده که در مرحله اول باید در جهت رفع اختلاف با جدیت و کوشش تمام اهتمام بورزم و اگر میانجی گری ها به نتیجه نرسید.با احترام به نظرات هر دو طرف اعلام میکنم که هر دوی شما دوست من هستید و من هر دوی شما را برای دوستی انتخاب کرده ام و با هر دوی شما همچنان دوست خواهم ماند.انتخاب من هر دوی آنها هستند گرچه میزان صمیمت میتواند در ارتباطهای بعدی نقشی داشته باشد ولی سعی بر این است که کسی را از خویش مرنجانم.
خوب اینها گوشه ای از نظرات من در مورد دوستی بود .حالا دوست دارم که نظر صاحبان وبلاگهای زیر نیز مطلع گردم خوشحال میشوم که این دعوت من را اجابت نمایند:
1- واحه
2- پله پله تا معبود
3- با من بخوان
4- نغمه درد
5- پونه
6-زمین شناس کوچولو (گرچه ایشان فعلا تشریف ندارند ولی حضورشان برای ما همیشه سبز می باشد)
׀ +׀ نویسنده: سهیل ׀ تاریخ: شنبه 10 فروردین1387 ׀ موضوع: ׀
 

و تبریک . . .

به نام خدا
دو گوش" آمنه" بر وحی ذات پاك سرمد بود
دو چشم " آمنه" در چشم رخشان " محمد" بود
كه ناگه دید روی دخترانی آسمانی را
به دست این یكی ابریق سیمین
در كف آن دیگری طشت زمّرد بود
دگر حوری پرندی چون گل مهتاب در كف داشت
" محمد" را چو مروارید غلتان شستشو دادند
به نام پاك یزدان بوسه ها بر روی او دادند
سپس از آستین كردند بیرون" دست قدرت را"
زدند از سوی درگاه خداوندی
میان شانه های حضرتش مُهر نبوت را
سپس در پرنیانی نقره گون آرام پیچیدند

خجسته ولادت حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی(ص) و امام جعفر صادق(ع) مبارک باد.

׀ +׀ نویسنده: سهیل ׀ تاریخ: دوشنبه 5 فروردین1387 ׀ موضوع: ׀
 

در باره من

به نام خدا
با گذشت چند روز از(ف.ي.ل.ت.ر) شدن وبلاگ "صبح است ساقيا . . ." با توجه به اينکه چندين بار به آدرس داده شده ايميل فرستادم. هنوز وبلاگ در شرايط محدوديت دسترسي قرار دارد. به همين خاطر تصميم گرفتم که از روز عيدقربان تا زمان رفع محدوديت از وبلاگ اصلي حافظ (که اميدوارم هرچه زودتر باشد) در اينجا کارم را ادامه بدهم.
با تشکر از لطف و محبت همه شما دوستان گرامي.
ميزبان هر روز شما با حافظ : سهيل


منوی اصلی

· صفحه نخست
· پست الكترونيك
· آرشيو مطالب


آخرین نوشته ها

· امروز با حافظ (چهارشنبه 88/09/25)
· گوناگون
· امروز با حافظ (سه شنبه 88/09/24)
· گوناگون
· امروز با حافظ (دوشنبه 88/09/22)
· گوناگون
· امروز باحافظ (یکشنبه 88/09/22)
· گوناگون
· امروز باحافظ (شنبه 88/09/21)
· گوناگون



لینکدونی

· چشمه سار
· راز نهان
· بانوي سيب
· واحه
· فراتر از آسمان
· پله پله تا معبود
· دل نوشته های بانو
· با من بخوان
· گلهای زندگی
· آغاز . . . پایان
· فانا
· نفس عمیق
· پونه
· این هفته هم گذشت
· صبر
· مورچه کوچولو
· مهتاب
· کوچه شهر دلم
· دلنوشته های خانم مدیر
· بیتوته
· صبح بخیر
· ایپک
· هجوم سایه ها
· سکوت شبانه سحر
· بزم عارفانه
· چیزی شبیه زندگی
· روزگار تنهایی
· این منم! این منم ؟
· سکسکه قرن
· زمستون
· اسب وحشی
· شهر سنگستان
· فصل گناه
· نوت بوک
· هم نفس
· قلب آسمونی
· کلک خیال انگیز
· صدای شب
· یوحنای مجنون
· عشق و عرفان
· دلشده
· زمین شناس کوچولو
· قرار امواج
· ماوراء صلح
· روزگار تنهایی
· سر عشق
· فرهنگ و ادب عشق جاودان
· میهن پرست
· یک طرح گنگ
· شب اهنگ شباهنگ
· نگار عشق
· معراج
· واحه (قدیمی)
· میکده
· مکتب ایام
· سپیده
· یاداشتهای اسب وحشی
· نسیم دریایی
· همراز
· کلبه خانم کوچولو
· سلطان بانو و محمد
· نارایانا
· سکوت دل
· مکتوب
· قالب رایگان بلاگفا


امکانات


 

 


ترجمه قالب

محمدرضا ابراهیمی


Powered By
BLOGFA.COM