|
و مدار صفر درجه . . .
 |
به نام خدا سریال مدارصفردرجه جدا از داستان و جریاناتی که بیان میکند. تیتراژ پایانی اش یک چیز دیگه ایست. شعر زیبا همراه با آوازی محکم بیشتر مواقع تنها دلیلی است که باعث میشه تا انتهای سریال بیدار بمانم.
وقتی گریبان عدم با دست خلقت می درید
وقتی ابد چشم تو را پیش از ازل می آفرید
وقتی زمین ناز تو را در آسمانها می کشید
وقتی عطش طعم تو را با اشکهایم می چشید
من عاشق چشمت شدم نه عقل بود و نه دلی
چیزی نمی دانم از این دیوانگی و عاقلی
یک آن شد این عاشق شدن دنیا همان یک لحظه بود
آندم که چشمانت مرا از عمق چشمانم ربود
وقتی که من عاشق شدم شیطان به نامم سجده کرد
آدم زمینی تر شد و عالم به آدم، سجده کرد
من بودم و چشمان تو نه آتشی و نه گلی
چیزی نمی دانم از این دیوانگی و عاقلی
پ ن : این چند روزه جناب حافظ ما را حسابی به کار گرفته. برای وبلاگ صبح است ساقیا. . . شدیدا درگیر جمع آوری مطلب هستم . اگر بعضی وقتها کم پیدا میشیم و اینجا هم کم فعالیت به همین دلیله. می بخشید. یک تصویر: نیمه های دیشب طوفانی شد اینجا که نگو. وسرصبح پاییز باز نقشی زیبا از خویش به نمایش گذاشت. فرشی از برگهای رنگارنگ در پهنه خیابان و پیاده رو.
|
| ׀ +׀ نویسنده:
سهیل ׀ تاریخ: سه شنبه 22 آبان1386 ׀ موضوع: ׀
|
| |
|
و شرح این قصه . . .
 |
به نام خدا نوای دلنشین سنتور (این ساز نافذ ایرانی) با اون فراز و نشبیهایی که به دست نوازنده چیره دستش (پرویز مشکاتیان) بوجود می آید.همچون وزیدن نسیم بهاری است در میان شاخه های خشکیده وجودم که نوید رسیدن بهاری را میدهد. و غنچه های نهفته وجودم را نوازشی و قلقکی ملیح میدهد . در ادامه آن نوای ساز؛ صدای زیبای شجریان همچون زمزمه جویباری در پای این درخت است که زمینه را فراهم می سازد برای بیدار شدن از خوابی عمیق و خارج شدن از این رخوتی که در وجودم ریخته شده. حافظ این شعر را سروده تا فقط و فقط شجریان آن را بخواند و شخصی چون من را به خود آورد: در همه دیر مغان نیست چو من شیدایی خرقه جایی گرو باده و دفتر جایی دل که آیینه شاهیست غباری دارد ازخدا می طلبم صحبت روشن رایی . . . . . . شرح این قصه مگر شمع برآرد به زبان ور نه پروانه ندارد به سخن پروایی سنتور، مشکاتیان، شجریان ، حافظ . . .پله پله تا رهایی تا پرواز. دیگه چی میخواهم غیر ازاین. خدایا صد هزار مرتبه شکرت. پ ن۱ : ممنون از همه دوستان بابت پست قبلی . پ ن ۲: تشریف بیاورید شطرنج بازی کنیم. کسی نبود؟ |
| ׀ +׀ نویسنده:
سهیل ׀ تاریخ: سه شنبه 8 آبان1386 ׀ موضوع: ׀
|
| |
|
|