|
و زیر پوست حکومتها . . .
 |
به نام خدا سريال "جواهري در قصر يا همان يانگوم" كه الان چند صباحي است مورد توجه اكثر مردم قرار گرفته. جداي از جريانات اجتماعي و تلاشهاي فردي كه نشان ميدهد . بيان كننده يكي از مهمترين معضلات موجود در حكومتهاست. و آن وجود يك جريان و باندي خودخواه و خودپرست در داخل حكومت است که جهت خلاف برنامه های کشوری عمل می کنند. وجود افرادي كه با قرار گرفتن در پستهاي حكومتي مختلف و با ريشه دواندن در تمامي لايه هاي حكومت سعي دارند كه فقط منافع خويش را تقويت بخشند و هيچ چيز جز خويش برايشان مهم نيست. مترصد هر فرصتي هستند تا از آن بهترين بهره را ببرند و در اين راه هركسي مقابلشان قرار گيرد با هر دسيسه و خدعه كه شده بايد از بين برود.و به عبارتی میشه گفت حکومتی هستند در زیر پوست حکومت اصلی. و بدون ترديد ميتونم بگم كه كشور عزيز ما ايران در طول تاريخ بيشترين ضربه هاي ممكن را از اين جهت دريافت نموده. نمايان ترين آن اميركبير بوده و قبل تر از آن میشه به حسنک وزیر اشاره کرد که در تاریخ از آن نام برده شده است و هزاران هزار نفر دیگر که گمنام مانده اند. بسيار در تاريخ خوانده ايم كه بعلت بي كفايتي افراد حكومتي و نظامي كشور ما دچار ضعف و ناتواني و بيچارگي شده . عهدنامه هاي تركمانچاي و . . . غيره همه اش حاصل حضور اين افراد بوده و متاسفانه بايد بگم همچنان اين داستان ادامه دارد. حال يك موضوعي مطرح است آيا افرادي كه در راس هرم حكومت قراردارند از وجود اينگونه جريانات واقعا بيخبرند يا اينكه اين باندها چنان مخوف هستند كه بالاجبار پذيرفته شده اند؟ در همين سريال يانگوم تا به حال اينگونه نمايش داده شده كه پادشاه عدالت پيشه است و نسبت به كشورش وفادار ولي اطرافيان بهش اطلاعات غلط مي دهند و يا به اسم او كارهايي انجام ميدهند كه خود وي از آن بي اطلاع و حتي ميشه گفت مخالف است. به هرحال زير پوست همه حكومتها هميشه حکومتی وجود دارد كه تنها به خويش مي انديشد و بس. خجسته اعیاد شعبانیه را به همه تبریک و تهنیت عرض می نمایم.
|
| ׀ +׀ نویسنده:
سهیل ׀ تاریخ: یکشنبه 28 مرداد1386 ׀ موضوع: ׀
|
| |
|
و خاطرات طرح کتان روغنی . . .
 |
به نام خدا در وبلاگ"خاطرات ابوریحان"بزرگ عزيز تك تك اعضاء گروه را معرفي نمودند.من فقط اضافه كنم یک نفر دیگر به اسم (مژی ) که با رجی و جفری هم اتاق بود وعمران میخواند بعضی اوقات می آمد و چون خط نسبتا خوبی داشت در نوشتن اتیکتها و تابلوهای مورد نیاز کمکمون می کرد. اواخر سال 73 بود و زمين طرح داشت مرتب مي شد. يكي از كارهاي مهمي كه بايد انجام مي شد. آزمايشات مربوط به خاك زمين طرح بود. اززمين طرح كه وسعت تقريبا زيادي داشت نمونه هاي زيادي در اعماق مختلف گرفته شد. و گروه به آزمايشگاه رفت تا آزمايشات را انجام بدهيم . آزمايشات شامل اندازه گيري ميزان نيترات و پتاسيم و كلسيم و فسفر و . . . و نيز ميزان اسيديته خاك و غيره بود. با توجه به آزمايشات متفاوتي كه بايد انجام مي شد و نيز زياد بودن نمونه هاي خاك مهندس حسيني براي جلوگيري از اشتباه ونيز اطمينان بيشتر از نتيجه آزمايشات انجام شده؛ من ونیلو(نیمفه آ هم بهش میگفتیم) را مامور كرده بود كه اعداد و نتايج آزمايشات را ثبت كنيم و همراه با انجام آزمايشات ما دو نفر اعداد را هم مي نوشتيم و ديگر اعضاء گروه هر آزمايشي را كه به نتيجه مي رساندند اعداد آن را به من و نيمفه آ اعلام ميكردند. اين آزمايشات تقريبا اواخر اسفندماه انجام مي شد. مژي هم مي آمد و اتيكتهاي روي شيشه ها و لوله ها را مي نوشت. یکی از صحنه های جالب آز- خاکشناسی این بود که برای تهیه عصاره خاک باید خاک با مقدار مناسبی آب مخلوط می شد و گِل درست می شد.حالا تصور کنید که بعضی وقتها این همکاران ما با دستهای گلی ناخودآگاه مقنعه اشان را مرتب میکردند و همین باعث می شد که سر و صورتشان گلی و خاکی شود. آزمايشات متعدد با راهنمايي هاي مهندس حسيني وتلاش بچه هاي گروه و نيز تجربه زیادی که بزرگ عزيز در این زمینه داشت به سرعت انجام مي شد. صبح ها در آزمايشگاه خاكشناسي بوديم و بعد از ظهرها سرزمين فعاليت داشتيم. با پشتكار بچه ها آزمايشات حدودا يك روز و نيم از برنامه اي كه ريخته شده بود سريعتر انجام شده بود و همين نشان ميداد كه گروه به كار علاقه دارد. فقط يك آزمايش مانده بود و اون هم اندازه گيري فسفر خاك بود. كه بعلت طولاني بودن مراحل انجام آزمايش قرار شد روز بعد انجام بدهيم. در همان ابتداي كار و هنگامي كه كارشناس آزمايشگاه داشت مراحل انجام آزمايش را توضيح ميداد چندين و چند بار تاكيد به دقت در انجام آزمايش و تميز بودن ظروف واحتياط در انجام ازمايش را گوشزد كرد. (بايد عرض كنم كه در اين آزمايش فكر كنم كه دوبار بايد از اسيد سولفوريك 98درصد استفاده مي شد كه بسيار خطرناك بود. ومهارت بزرگ عزيز در اين امر كمكي بزرگي براي ما بود ولي باز هم ميگم نمونه ها زياد و يك كار بايد چندين بار تكرار ميشد) خلاصه در اواخر آزمايش كه بايد به نتيجه مي رسيديم هيچكدام از نمونه هاي كه داشتيم واكنشي را كه براي اندازه گيري مورد نياز بود؛ نشان ندادند و به عبارتي انجام آزمايش با شكست مواجه شده بود. خوب همه معتقد بودند كه بار اول اشكالي نداره و تكرار آزمايش به فردا موكول شد. روز دوم هم متاسفانه به جواب نرسيديم. و روز سوم هم همينطور. و اين يعني اينكه در انجام آزمايش ما همگي دچار اشتباهي شده بوديم . مهندس حسيني با يك حالت شكي گفت: آزمايشات قبلي را هم همينطورانجام داده ايد؟؟؟ درست يادمه چهارشنبه آخر سال بود و شب چهارشنبه سوري من و بزرگ درخوابگاه بوديم و تمام فكر وحواسمون معطوف آزمايش فردا بود.چندين بار مراحل آزمايش را مرور كرديم و تقسيم كار كرديم كه هركس فردا چكاركند.چون فردا پنجشنبه آخرين فرصت براي انجام آزمايش بود و ديگه دانشگاه تعطيل مي شد. پنجشنبه همه گروه در آز-خاكشناسي جمع شده بودند.همه مصمم بوديم كه اين آزمايش را درست انجام بدهيم. و بالاخره بعد از نصف روز تلاش وصد البته دقت تمام بالاخره به نتيجه رسيديم. واكنش پاياني جواب داد و اعداد مربوطه به دست آمد. وميشه گفت اين اولين مشكلي بود كه گروه به خوبي توانست با كمي همّت بر آن فايق آيد. پ ن 1 : اين مژي خانم را كه در بالا معرفي كردم در خاطر داشته باشيد تا بعدا يك پست مخصوص آن بنويسم. پ ن 2: اين بلاگر هم گويا فقط مي خواست آبروي ما را ببرد. چند وقتيه كه سرويس دهي اش مختل شده. شما ببخشيد. پ ن 3 : برای سلامتی یکی از دوستان وبلاگنویس که از نظر بینایی دچار مشکل شده اند حتما دعا کنید.
|
| ׀ +׀ نویسنده:
سهیل ׀ تاریخ: دوشنبه 22 مرداد1386 ׀ موضوع: ׀
|
| |
|
و پراکنده ها
 |
به نام خدا سلام خدمت تمامی دوستان. دست همگی اتون درد نکنه . خودم هم فکر نمیکردم اینقدر با شور و حرارت این جمع دوستی که پیشنهاد کردم پا بگیره. راستش یک چند تا نکته هست که میخواستم ازتون خواهش کنم اول اینکه من از یکی از دوستان همراهمون یادم رفته بود به نام ساسان نصیری که ایشان از دوستان دانشگاه هستند که وبلاگ ندارند ولی خوب همیشه اینجا حضور دارند. دوم یکی دیگر از دوستان قدیمی هم مجددا وبلاگنویسی را ازسر گرفته که میخواهند توی این جمع ما باشند. اگر موفق هستید تشریف ببرید آدرس زیر: چیزی شبیه زندگی (منتظر) http://me-myself-god.blogfa.com و دوست همراهمون سرکار خانم (سارا و میم از وبلاگ میکده ) نیز دو تا دوست معرفی نموده اند به آدرسهای زیر: در جستجوی معنا http://orvatelvosgha.blogfa.com/ کیمیا گر عشق و بیداری http://moraghebe.blogfa.com که به نظر من به این دوستان نیز سری بزنید و همراهیشان نمایید. خوب از بیوگرافی هایی که بیان نمودید می بینم که جمعی هستیم جوان و پرشور و پرحرارت که چند نفری هم مثل من و بزرگ و خاله فرا شاید کمی مسن تر باشیم و جالبتر اینکه تخصص های مختلف و گوناگونی در کنار هم قرار گرفته ایم که این خیلی خوبه و میتونیم از تخصص و تجربه همدیگر استفاده کنیم . و از دوستمون سکوت باید تشکر کنیم که با طرح این پیشنهاد شجاعانه باعث و بانی آشنایی بیشتر با همدیگر شدند. برای لینکها نیزمن یک پیشنهاد دارم و اون هم استفاده از سایت و امکانات بلاگر است. میتونید تشریف ببرید در بلاگر و اونجا اول از همه عضو می شوید بعد از عضو شدن در قسمت (لینک گرد) وارد قسمت دریافت کد شده و از اونجا یک کدی را ساخته و این کد را در بلاگفا در قسمت (تنظیمات وبلاگ) در محلی که مخصوص (کدهای جاوا) است قرار می دهید . حال در بلاگر در قسمت (تنظیمات نمایش لینکها) گزینه تنظیم بر اساس به روز شدن را انتخاب کنید. حالا تمامی لینکهایی که در وبلاگتون هست را به قسمت افزودن لینک منتقل نمایید. به این ترتیب همه یک جورایی لینکهامون یک دست میشه . بعدش هم هر کسی آپ کرد با رفتن به بلاگر ووارد شدن به قسمت پینگر. وبلاگش را پینگ میکند و به این ترتیب بقیه دوستان از آپ کردن ایشان با خبر می شوند. به نظرم اینطوری بهتر باشه. گرچه بعضی وقتها این بلاگر دچار اشکال می شود و سرویس دهی اش مختل میگردد و به نظر می رسد که لینکها می پرد ولی بعد از مدتی دوباره خوب میشه. در مورد سورنا خانم هم خیلی تعجب کردم اون زمانی که بزرگ عزیز میخواست برود و میگفت "کفشهایم کو" سورنا خانم کفشهای ایشان را قائم کرده بود تا ایشان نروند اونوقت یک دفعه خودشون پاشنه کفشهایشان را ورکشیدند وتلق و تلق تشریف بردند. گرچه امیدوارم که بنا به گفته پونه خانم, سورنا هم از سنگ استقامت را یاد گرفته باشند که مطمئنا همینگونه هم هست. راستی یک چیزی دیگه صادقانه بگم من نمیدونم چرا( قرار امواج) و (ماوراء صلح) را هی با هم قاطی میکنم باور کنید چندین بار هم بیوگرافی اشان را خواندم و هی وبلاگهاشونو نگاه کردم ولی این دوتا رو هی با هم قاطی می کنم امیدوارم که درآینده بهتر شوم. پ ن 1 :راستی نتایج کنکور هم همین روزها میخواد اعلام بشه امیدوارم که خبرهای خوبی از اطراف بشنویم. پ ن 2 : یک کمی هم باید اراده و فعل خواستن را از تیم فوتبال عراق یاد گرفت . با اون کشور اشغال شده ای که دارند هنوز خودشون را به جهان ثابت میکنند
|
| ׀ +׀ نویسنده:
سهیل ׀ تاریخ: دوشنبه 8 مرداد1386 ׀ موضوع: ׀
|
| |
|
|