به نام خدا
سپيده دمان با قلبي بالدار بيدار گشتن و سپاس گزاردن براي روزي ديگر از عاشقي
و به نيمه روز ، آرميدن و دل در نشئه عشق بستن
شامگاهان با سپاس به خانه بازگشتن
و آنگاه خفتن ، با نيايشي در دل براي محبوب و سرود ستايش بر لبان
هنگامي كه عشق مي ورزيد روا نيست بگوييد :خدا در قلب من است . بهتر است بگوييد كه : من در قلب خدا جاي دارم
كتاب پيامبر
جبران خليل جبران
+
نوشته شده در شنبه 22 اردیبهشت1386ساعت 16:33 توسط سهیل
|
به نام خدا
باران و باران و باز باران
دوباره قطرات باران از آسمان شروع به باریدن گرفته و من بی تاب. دوست دارم زیر باران باشم ,و دستهایم را باز کنم و چرخ بزنم.دوست دارم دست نوازشگر قطرات باران بر تمام وجودم کشیده شود و صورتم را خیس کند و موهایم را بهم بزند.باز هوا بارانی شده و هوای دل من بارانی تر.
باران همچون پادشاهی شکوهمند قبل زا آنکه بیاید طلائه دارانش سروصدا راه انداخته اند. ابرها از دور غبار سپاهش را ماند که برخاسته است . صدای رعدش ؛ کوس لشکریانش است که برای فتح جان و روح ما نواخته می شود و برق شمشیرهایشان سینه آسمان را می شکافد. و عطر خاک نم خورده ؛ خرامیدن آرام او را از کنارت خبر می دهد. و من سرمست از این عطر بی خویش می شوم. و قطراتش که رحمت است و از پاکی آبی آسمان نشات گرفته ، همه جا را همچون خویش پاک میکند. باز باران است و من بی خویش در میان قطرات آن همچون کودکی درحال دویدن و بانگ بر می دارم :
باز باران
با ترانه
با گوهرهای فراوان می خورد بربام خانه
یادم آید . . .
. . . .
+
نوشته شده در یکشنبه 9 اردیبهشت1386ساعت 16:38 توسط سهیل
|
سر صبح بهاری ؛ هوايی مطبوع و تمیز ؛ آسمانی تا ابدیت آبی ؛ و زمینی که هنوز از شستشوی باران نیمه شبی سرو صورتش خیس است . توي اتوبوسي نسبتاً خلوت نشسته ام و راديو اتوبوس روشنه و صداي ملي ناپرهيزي كرده و تصنيفي از استاد شجريان را پخش ميكند. اين يك بيت را مي شنوم :
با ساز و ني ، با جامِ مي ، با يادِ وي شوري ديگر اندازم در ميكده جان
تا آخر روز حسابي شارژ هستم . آهنگ اين شعر سر زبونم افتاده و هي تكرار ميشه.آخ چه کیفی داره.
پ ن اعتراضی: جهت اعلام اعتراض به آبگیری سد سیوند و از بین رفتن آثار باستانی و تاریخی این سرزمین کهن به اینجا رفته و امضا کنید . گرچه شاید چندان تاثیری نداشته باشد ولی من خودم در آینده همین نوشته را به جقله امون (بهار) نشان خواهم داد و خواهم گفت که من حداکثر کاری را که از دستم بر می آمده تا با این فاجعه مقابله کنم . انجام داده ام .
+
نوشته شده در یکشنبه 2 اردیبهشت1386ساعت 16:47 توسط سهیل
|