|
و هفت سین قرآنی . . .
 |
به نام خدا با سلام خدمت همه شما. راستش رسمهاي ملي ما بعضي وقتها چنان با اعتقادات مذهبي همراه ميشه كه گاهي انسان مي مونه كه اين رسم ملي هست يا اعتقاد ديني. به هر حال براي هر رسمي هم معمولا سعي شده كه يك سنت مذهبي نيز كنارش گذاشته بشه. در مورد هفت سين هم يك همچنين چيزي توي خاندان ما رسم هست البته اين كاري كه ميخواهم بگم از چندين سال قبل من خودم مامور انجامش بودم و خداييش هميشه هم نتيجه اش را ديده ام حالا گفتم به شما هم بگم انشاءالله كه همراه با سال جديد خير و بركتي مضاعف به شما برسه . حقيقت امر اينه كه توي قرآن كريم 7 آيه هست كه كلمه سلام (كه اول آن سين هست) در آن بكار رفته. ما اين 7 آيه را با آب زعفران بر روي يك بشقاب يا كاسه چيني نوشته و در سفره هفت سين كنار بقيه وسايل سفره مي گذاريم. و بعد از جمع كردن سفره نيز با گرداندن آب در ظرف چيني و حل شدن خطوط زعفران در آب، آن آب را به نيت تبرك و مباركي با چايي يا شربت مخلوط كرده و خورده مي شود. روش نوشتن نيز به اين صورته كه مقداري زعفران را با حدود 9- 10 قطره آب جوش مخلوط ميكنيد تا زعفران رنگ بدهد بعد با استفاده از قلم ني با نوك بسيار ريز يا سيخ كبريتي كه انتها آن را نازك كرده ايد اين 7 آيه را بر روي ظرف چيني مي نويسيد. ميتونيد هنر و ابتكار هم به خرج بدهيد و طرح هم بهش بدهيد من كه خودم يكبار وسط ظرف مي نويسم و يكبار هم دور تا دور ظرف مي نويسم .البته گل و بلبل بلد نيستم بكشم مگر نه ميكشيدم. قشنگ ميشه امتحان كنيد بد نيست. اما آيه هايي كه مورد نظر هستند عبارتند از : 1- سوره يس (36) : آيه 58 (سَلامٌ قَولاً . . .) 2- سوره الصافات (37) : آيه هاي :79 و 109 و 120 و 130 3- سوره الزمر (39) : آيه 73 (. . . سَلامٌ عَليكُم طِبْتُم . . .) 4- سوره القدر (97) : آيه 5 (سَلامٌ هِيَ حَتي . . .) پ ن : این مطلب را سال پیش نیز من آپ کرده بودم ولی برای استفاده مجدد دوستان و نیز یارانی که تازه با اینجا آشنا شده اند . دوباره ثبت نمودم
|
| ׀ +׀ نویسنده:
سهیل ׀ تاریخ: شنبه 26 اسفند1385 ׀ موضوع: ׀
|
| |
|
و تنهایی . . .
 |
به نام خدا دراون چندروزی که درحال نقل مکان به خانه جدیدمون بودیم یکهفته میشه گفت که تجربه جدیدی اززندگی داشتم. میدونید به طور کامل از همه چیز جدا و رها و به عبارتی خلاص بودم. از دهکده کوچک جهانی که به کل افتاده بودم بیرون و از ترکش های انفجار اطلاعات در عصر جدید درامان بودم به همراه آن رادیو و تلویزیون را هم جمع کرده بودم.وبلاگ صبح است ساقیا. . . را هم سپرده بودم دست خانم کوچولو و خیالم راحت بود. تلفن هم خطش تا دم ساختمان آمده بود ولی بعلت مشکلات سیم کشی داخلی تا توواحد نیامده بود و هر وقت کار داشتم دستگاه تلفن را برمیداشتم و می اومدم پایین و صحبتم را میکردم و میرفتم. ولی این چند روز واقعا یک حس و حال خاصی داشت. از همه جا بی خبر. فقط کارهای خودم را انجام میدادم. از سیاست و اقتصادواجتماعی و ورزشی و . . . جدا. تمام وقتم را به خانواده ام وخانه و زندگی ام اختصاص داده بودم. بعضی وقتها که به اون زمان فکر میکنم می بینم که واقعا گذشته گان نه چندان دور ما (شاید ده سال پیش) بیشتر به زندگی خودشون می رسیدند. اینقدر به تلویزیون و اینترنت و کامپیوتر وابسته نبودند و به همان نسبت هم اطلاعاتشون نیز نسبت به جهان اطرافشون کم بوده. حالا موندم که کدوم یکی بهتره این که از اطرافیان و حتی خانواده هم غاقل باشیم ولی مثلا اطلاعاتمون از جهان بیشتر باشه یا نه اینکه به دوستان و آشنایان و خانواده برسیم و از جهان اطرافمون غافل باشیم. نگید حد وسط چون خودتون هم خوب میدونید که خیلی کم میشه این حالت پیش بیاد. ولی واقعا گاهی خوبه که انسان یک استراحت کامل به خودش بده و از همه چیز رها بشه . پ.ن1 : هنوز نتونستم اون حس و حالی که در ارتباط انگشتان و قلم و کاغذ وجود داره بین انگشتان و صفحه کلید و مونیتور بوجود بیارم. سنتی ام دیگه چکارش میشه کرد.برما خرده مگیرید. پ.ن2: بوی بهار می آید عمیق نفس بکشید.
|
| ׀ +׀ نویسنده:
سهیل ׀ تاریخ: سه شنبه 15 اسفند1385 ׀ موضوع: ׀
|
| |
|
|