تبليغاتX
صبح بهاری
خاطرات و دل گویه ها
                                                        به نام خدا

تقدیم به بزرگ عزیز به مناسبت سالگرد فعالیت طرح کتان روغنی (اواخربهمن ماه 1373)

ما چون دو دريچه ؛ رو در روي هم
آگاه ز هر بگو مگوي هم
هر روز سلام و پرسش و خنده
هر روز قرار روز آينده
عمر آينه بهشت اما . . . آه
بيش از شب و روز تير و دي كوتاه
اكنون دل من شكسته و خسته است
زيرا يكي از دريچه ها بسته است
نه مهر فسون ؛ نه ماه جادو كرد
نفرين به سفر ؛ كه هرچه كرد او كرد
             (مهدي اخوان ثالث)

+ نوشته شده در  یکشنبه 29 بهمن1385ساعت 13:17  توسط سهیل   | 

                                                                 به نام خدا
اصمعي گفت به ديوار حرم
ديدم اين بيت يكي كرده رقم
چه كند عاشق دلداه زار
كه بر او مهر نورزد دلدار؟
زير اين بيت نوشتم به جواب:
كه پي چاره رود از هر باب.
صبح فردا من از آن عاشق كيش
يافتم بيت دگر پاسخ خويش:
چه كند آنكه پس از جهدتمام
دلبرش بازنمي گردد رام ؟
زير آن بيت نوشتم چو نخست:
كه كند صبر شود كار درست.
باز ديدم كه نوشته است جواب:
چه كند عاشق اگر شد بي تاب؟
زين جواب چو بر آشفتم سخت
نوشتم كه بميرد بدبخت.
صبح فردا كه رسيدم آن جا
چه بگويم كه چه ديدم آنجا
ديدم افتاده جواني مدهوش
پاسخم داده و گرديده خموش
كه ره عشق به پايان بردم
گفته بودي كه بميرم ، مُردم
عاشقي را كه وصال است محال
مگرش مرگ رساند به وصال
عشق پاك از عمل شوم جداست
بايع ومشتري عشق خداست
<خوشدل> آن روز كه تو خوشدل باشي
كه بر اين مرتبه نائل باشي.
+ نوشته شده در  شنبه 14 بهمن1385ساعت 16:10  توسط سهیل   | 

                                                         به نام خدا

توي زندگي هر كس يك چيزهايي وجود داره كه همراه زندگي اش ميشه بدون آنكه خودش هم متوجه اون بشه . با اون چيزها بزرگ ميشه كودكي و نوجواني و جواني اش را و حتي بزرگسالي اش را با اون میگذرونه ولي هيچ متوجه وجود آن در زندگي اش نيست تا اينكه بالاخره يك روز متوجه ميشه كه اون چيز وجود نداره و از بين رفته و در اين هنگام است كه كاملاً پي ميبره كه يك چيزي از زندگي اش كم شده و كمبود و نبود آن را احساس ميكنه. در حاليكه ديگه اون در درسترس نيست ودر اين هنگام فقط چشم برهم نهادن و مرور گذشته است كه ميتونه حضور آن را نمايان سازد.

نماي زيباي ميدان پانزده خرداد(يا به قول ما مشهدي ها فلكه ضد) يكي از اون چيزهاست كه من در زندگي ام داشتم. فلكه زيبايي كه كودكي ونوجواني وجواني ام را در كنارش گذرانده بودم. در زمان كودكي تابستانها از ستونهاي آن بالا رفته و سر ميخورديم و مي آمديم پايين و شبها در كنار فواره ها و آب نماهاي زيباي آن گرما را از ياد مي برديم. در زمستانها بر روی يخ هاي قطور استخرزيرش سرسره بازي ميكرديم حتي يادمه يك يكبار بند دستم در كنار يكي از همين ستونهاي اين نما از بند در رفت.نوجواني ام را با دوچرخه كورسي  به دوراین نما هزاران هزار بار چرخيده ام. چه ورزشها سرصبح كه در اطرافش نكرديم. دوران جواني را و حتي دوران عقد و نامزدي ام را همراه با همسرم در كنار اون روي نيمكتهايش مي نشستيم و صحبت ميكرديم. و حتي جقله كوچكمون را هم بر روي تاب و سرسره هايش به بازي گرفتيم و تا همين چهار ماه پيش هميشه از كنارش رد مي شدم. وهر روز صبح از زير طاق آن به امام رضا(ع) سلام و عرض ادب داشتم و التماس دعاي بسياري از دوستان وبلاگي را به حضرتش مي رساندم.

نمایی بود كه با گذشت زمان بر قدمت آن افزوده مي شد و اين چند سال اخير شده بود محل تجمع و آغاز بسياري از راهپيمايي هاو مراسم و حتي بزرگداشتهاي دفاع مقدس و روز ارتش را نيروهاي مسلح در آن به رژه مي پرداختند.شده بود يك چيزي شبيه ميدان آزادي در تهران. موقعيت مناسبي كه نماي اين ميدان داشت باعث ميشد كه هر مسافر و زائري كه بوسيله هواپيما يا اتوبوس وارد مشهد مي شد ومیخواست براي زيارت به حرم مشرف شود بايد حتما دور اين ميدان مي چرخيد.و جايي بود كه از آن چشم انداز بسيار زيبايي به حرم مطهر داشت و اولين سلامهاي بسياري از زوار حضرت ازآنجا فرستاده مي شد.

تا اينكه دوشنبه شب مورخ 02/11/85 ماموران شهرداري به همراه اسكورت سه گروه از نيروهاي انتظامي كه دور تا دور ميدان را گرفته بودند شبانه دست به تخريب نماي آن زدند. و امروز كه من برحسب اتفاق از كنار آن گذشتم با ديدن منظره نيمه ويران آن حسي بهم دست داد كه انگار دوست و همراه دوران  كودكي ام را از دست داده ام. و حالا متوجه شدم كه نماي اين فلكه چقدر در زندگي من نقش داشته .

البته از قبل مثل هميشه صحبت تخريب آن بود كه با واكنش مردم و ساكنان و كسبه اطراف مواجه شده بود و بعد تكذيب شد ولي همانند همه تكذيبها بالاخره به عمل تبديل شد. دلايلي را هم بيان نموده اند بسيار بچه گانه است و نشان دهنده عدم مديريت خودشان است. ميگويند كه از ترمينال كه در انتهاي خيابان امام رضا(ع) و جود دارد حرم مطهر ديده نمي شد ‌و جالب اينكه اين ميدان از سالها قبل ساخته شده بوده و ترمينال بعداز ساخته شده و مي توانستند با يك نقشه مناسب ديد ترمينال را درست كنند. يك دليل ديگر اين است كه نماي اين ميدان نشاني از رژيم پهلوي است (و جالب اينكه بعد از حدود بيست و هشت سال تازه به اين قضيه پي برده اند) . و خلاصه اينكه نماي زيباي اين ميدان از بين رفت و هزاران هزار خاطره از آن در ذهن ها باقي ماند.

ایام سوگواری سالار و سرور شهیدان اباعبدالله الحسین را تسلیت عرض نموده امیدوارم که بتونیم از این ایام بهره لازم را ببریم . التماس دعا.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 4 بهمن1385ساعت 15:45  توسط سهیل   |