به نام خدا

توي زندگي هر كس يك چيزهايي وجود داره كه همراه زندگي اش ميشه بدون آنكه خودش هم متوجه اون بشه . با اون چيزها بزرگ ميشه كودكي و نوجواني و جواني اش را و حتي بزرگسالي اش را با اون میگذرونه ولي هيچ متوجه وجود آن در زندگي اش نيست تا اينكه بالاخره يك روز متوجه ميشه كه اون چيز وجود نداره و از بين رفته و در اين هنگام است كه كاملاً پي ميبره كه يك چيزي از زندگي اش كم شده و كمبود و نبود آن را احساس ميكنه. در حاليكه ديگه اون در درسترس نيست ودر اين هنگام فقط چشم برهم نهادن و مرور گذشته است كه ميتونه حضور آن را نمايان سازد.
نماي زيباي ميدان پانزده خرداد(يا به قول ما مشهدي ها فلكه ضد) يكي از اون چيزهاست كه من در زندگي ام داشتم. فلكه زيبايي كه كودكي ونوجواني وجواني ام را در كنارش گذرانده بودم. در زمان كودكي تابستانها از ستونهاي آن بالا رفته و سر ميخورديم و مي آمديم پايين و شبها در كنار فواره ها و آب نماهاي زيباي آن گرما را از ياد مي برديم. در زمستانها بر روی يخ هاي قطور استخرزيرش سرسره بازي ميكرديم حتي يادمه يك يكبار بند دستم در كنار يكي از همين ستونهاي اين نما از بند در رفت.نوجواني ام را با دوچرخه كورسي به دوراین نما هزاران هزار بار چرخيده ام. چه ورزشها سرصبح كه در اطرافش نكرديم. دوران جواني را و حتي دوران عقد و نامزدي ام را همراه با همسرم در كنار اون روي نيمكتهايش مي نشستيم و صحبت ميكرديم. و حتي جقله كوچكمون را هم بر روي تاب و سرسره هايش به بازي گرفتيم و تا همين چهار ماه پيش هميشه از كنارش رد مي شدم. وهر روز صبح از زير طاق آن به امام رضا(ع) سلام و عرض ادب داشتم و التماس دعاي بسياري از دوستان وبلاگي را به حضرتش مي رساندم.
نمایی بود كه با گذشت زمان بر قدمت آن افزوده مي شد و اين چند سال اخير شده بود محل تجمع و آغاز بسياري از راهپيمايي هاو مراسم و حتي بزرگداشتهاي دفاع مقدس و روز ارتش را نيروهاي مسلح در آن به رژه مي پرداختند.شده بود يك چيزي شبيه ميدان آزادي در تهران. موقعيت مناسبي كه نماي اين ميدان داشت باعث ميشد كه هر مسافر و زائري كه بوسيله هواپيما يا اتوبوس وارد مشهد مي شد ومیخواست براي زيارت به حرم مشرف شود بايد حتما دور اين ميدان مي چرخيد.و جايي بود كه از آن چشم انداز بسيار زيبايي به حرم مطهر داشت و اولين سلامهاي بسياري از زوار حضرت ازآنجا فرستاده مي شد.
تا اينكه دوشنبه شب مورخ 02/11/85 ماموران شهرداري به همراه اسكورت سه گروه از نيروهاي انتظامي كه دور تا دور ميدان را گرفته بودند شبانه دست به تخريب نماي آن زدند. و امروز كه من برحسب اتفاق از كنار آن گذشتم با ديدن منظره نيمه ويران آن حسي بهم دست داد كه انگار دوست و همراه دوران كودكي ام را از دست داده ام. و حالا متوجه شدم كه نماي اين فلكه چقدر در زندگي من نقش داشته .
البته از قبل مثل هميشه صحبت تخريب آن بود كه با واكنش مردم و ساكنان و كسبه اطراف مواجه شده بود و بعد تكذيب شد ولي همانند همه تكذيبها بالاخره به عمل تبديل شد. دلايلي را هم بيان نموده اند بسيار بچه گانه است و نشان دهنده عدم مديريت خودشان است. ميگويند كه از ترمينال كه در انتهاي خيابان امام رضا(ع) و جود دارد حرم مطهر ديده نمي شد و جالب اينكه اين ميدان از سالها قبل ساخته شده بوده و ترمينال بعداز ساخته شده و مي توانستند با يك نقشه مناسب ديد ترمينال را درست كنند. يك دليل ديگر اين است كه نماي اين ميدان نشاني از رژيم پهلوي است (و جالب اينكه بعد از حدود بيست و هشت سال تازه به اين قضيه پي برده اند) . و خلاصه اينكه نماي زيباي اين ميدان از بين رفت و هزاران هزار خاطره از آن در ذهن ها باقي ماند.
ایام سوگواری سالار و سرور شهیدان اباعبدالله الحسین را تسلیت عرض نموده امیدوارم که بتونیم از این ایام بهره لازم را ببریم . التماس دعا. |