به نام خدا
باغ بي برگ كه ميگويد كه زيبا نيست ؟  باغ بي برگ خنده اش خوني است اشك آميز جاودان بر اسب يال افشان زردش ميچمد در آن پادشاه فصل ها پاييز (اخوان ثالث)
دقت كرده ايد نقاش چيره دست طبيعت قلم موئي اش را زده توي هزار رنگ پاييز و داره طبيعت را رنگ ميكنه و اون شاخ و برگهايي كه در فصل بهار با رويش و بزرگ شدنش ما هم مي باليديم و رشد ميكرديم الان با اين تركيب رنگهاي بديع و چشم نواز يك جور ديگه اي داره احساس شور و شعف را به ما تقديم ميكنه و انسان را وادار ميكنه كه در اين آخرين روزهاي ماه رمضان ؛ ناخودآگاه با خود زمزمه كنيم كه: (( خدايا صد هزار مرتبه شكر كه بنده تو هستم. و تو اينهمه زيباي را به من تقديم مي كني .))
پ.ن: بالاخره ما هم يك ذوقي به خرج داديم و يك عكس توي اين وبلاگ گذاشتيم نميدونم خوب شده يا نه . به هرحال.
|