تبليغاتX
صبح بهاری
 

صبح بهاری

غزل حافظ و ادب پارسی

و پاييز . . .

                                                         به نام خدا


باغ بي برگ كه ميگويد كه زيبا نيست ؟                           
باغ بي برگ
خنده اش خوني است اشك آميز
جاودان بر اسب يال افشان زردش ميچمد در آن
پادشاه فصل ها پاييز         
 (اخوان ثالث)

دقت كرده ايد نقاش چيره دست طبيعت قلم موئي اش را زده توي هزار رنگ پاييز و داره طبيعت را رنگ ميكنه و اون شاخ و برگهايي كه در فصل بهار با رويش و بزرگ شدنش ما هم مي باليديم و رشد ميكرديم الان با اين تركيب رنگهاي بديع و چشم نواز يك جور ديگه اي داره احساس شور و شعف را به ما تقديم ميكنه و انسان را وادار ميكنه كه در اين آخرين روزهاي ماه رمضان ؛ ناخودآگاه با خود زمزمه كنيم كه:
(( خدايا صد هزار مرتبه شكر كه بنده تو هستم. و تو اينهمه زيباي را به من تقديم مي كني .))

پ.ن: بالاخره ما هم يك ذوقي به خرج داديم و يك عكس توي اين وبلاگ گذاشتيم نميدونم خوب شده يا نه . به هرحال.

 

׀ +׀ نویسنده: سهیل ׀ تاریخ: پنجشنبه 27 مهر1385 ׀ موضوع: ׀
 

و آخرين اذان . . .

                                                           به نام خدا

علي پاي در مسجد كوفه ميگذارد بر مناره مي رود. سربرمي گرداند به آسمان.وآسمان آن آسمان هميشگي نيست و علي بهتر از هركسي ديگر اين را ميداند. در عرش فرشتگان و ملائك همه به زمين مينگرند و همه به يك نقطه چشم دوخته اند. مسجد كوفه. و علي آماده مي شود تا آخرين اذان را سر دهد. اذاني را كه ملائك در خانه كعبه در كودكي در گوش او نجوا كرده اند او آمده است تا براي آخرين بار فرياد زند. در عرش غوغايي است جبرئيل ناله سر ميدهد. هفت آسمان و زمين و درياها همه در سكوتي عظيم فرو رفته اند. همه گوش شده اند. زمان نيز ايستاده است(و اي كاش مي ايستاد). ملائك همه سربرمي گردانند و به خدانگاه ميكنند وخدا نيز منتظر شنيدن است. علي حجم هوا را به فضاي سينه مي كشد و ملائك نيز. زهرا در جنت چشمانش اشكبار مي شود. علي ندا در مي دهد:الله اكبر . . . و صدايش تا اعماق وجود هستي و تاريخ مي رود. ذره ذره خاك كوفه . برگ برگ نخل هاي خرما. و در و ديوار مسجد كوفه گوش فرا ميدهند و عرش را لرزشي عظيم مي لرزاند. فرشتگان انگشت به دندان می گزند تا فريادشان را فرو خورند كه اكنون تنها و تنها بايد نداي علي باشد و بس. كه اين آخرين اذان است وبعدازاين ديگر فرشتگان هيچ اذاني را نخواند شنيد. و علي زيباترين اذان را سر ميدهد. خود بيشتر از همه از اذان خويش لذت مي برد كه اين جاودانه ترين شاهد او خواهد بود در قيام قيامت . اشهد ان لا اله الاالله . و ندای خدا عرش را مي لرزاند كه به راستي او يگانه انساني است كه مرا يگانه خوانده است. اشهد ان محمد رسول الله. و نداي محمد از بهشت گواهي ميدهد كه او يگانه انساني است كه به من ايمان آورده است. و علي و نه تنها علي كه ملائك،كه زمين ،كه آسمان و هر آنچه كه در آن است مي شنوند. حي علي الصلوة . روح نماز به حركت در مي آيد و در مقابل فرشتگان فرياد مي زند كه او يگانه انساني است كه به نماز ايستاده است. و علي گام در محراب ميگذارد. واي . . .واي . . . واي . . . چه قربت الي اللهي گفت و چه تكبيرة الاحرامي گفت كه خدا نيز از غربت علي در دنيا دلتنگ شد و او را پيش خويش خواند. در سجده آخر علي چه راز و نيازي كرد كه تا سربرداشت ناگاه در زمين و آسمان ندايي پيچيد:
                                    يا اَهْلَ العالَم قَد قُتِلَ عَلي المّرتضي.

׀ +׀ نویسنده: سهیل ׀ تاریخ: جمعه 21 مهر1385 ׀ موضوع: ׀
 

و رمضان . . .

                                                  به نام خدا
ماه مبارك كه ميشه يك حال و هواي ديگه اي به آدم دست ميده يك حال و هوايي خاص و روحاني و ملكوتي. يك حسي كه نميشه بيانش كرد. انگار همه چيزتغييرميكنه. همه چيز يك جورايي رنگ و بويي مقدس پيدا ميكنه و شايد بيشتر اين به خاطر نگاهي است كه انسان به اطرافش ميكنه . انسان به واسطه گرفتن روزه و انجام عبادات خاص و فرايض ديني و بيشتر از همه به خاطر تلاوت قران كريم و انس و الفتي كه با خداوندمتعال پيدا ميكنه نگاهش هم به اطرافش پاك و بي آلايش ميشه و اين همان حالتي است كه عارفان و بزرگان دين در مرحله اي بسيار پيشرفته تر درتمام ايام عمر خويش در آن حالت بسر مي بردند.
و چيزي كه در اين حال و هوا هميشه باقي مي مونه خاطرات اين روزهاي پر فيض است . يادش بخير دانشگاه كه بوديم سحرگاهان يكساعت مانده به اذان در خوابگاه با صداي ديگر بچه ها بيدار مي شديم و به طرف سلف سرويس راه مي افتاديم. سحري را در جمعي دوستانه و بدور از خانه ميخورديم و به خوابگاه برميگشتيم. خنكاي سحرگاه زمستاني حال آدم را جا مي آورد و نفس هاي عميقي كه همه بي اختيار ميكشيديم حس و ولع امان را به هواي پاك صبحگاهي نشان مي داد. و اون نماز صبحي كه در نمازخانه خوابگاه برگزار مي شد تا ابد فكر كنم در ذهنم بماند و دعاي (يا عّلي يا عّظيم . . .) كه با ريتمي زيبابصورت دسته جمعي خوانده مي شدو بعد برميگشتيم به اتاق هامون. يك خواب نصفه و نيمه مي رفتيم يا نمي رفتيم و بعد روز و كلاس و درس و . . . به نظر مي رسيد روزهامون بلندتر شده چون از نهار خبر نبود.كلاسهايي كه بعضي وقتها با ضعف و گرسنگي به اتمام مي رسيد و بالاخره غروب و افطار . و صداي ربناي شجريان كه از بلندگوي مسجد دانشگاه در تمام محوطه طنين انداز مي شد با اون غروبهاي دلگير زمستاني . و گروه گروه دانشجوياني كه به طرف سلف مي رفتند و صف طويلي كه براي گرفتن غذا تشكيل مي شد. وگروهي ديگر به نماز جماعت مغرب مي رفتند كه معمولا در انتهاي آن با يك ليوان شيرداغ و چند خرما افطار مختصر نمازگزاران را مهيا ميكرد. و بعدهم سلف. و شبهايي كه هر كس به فراخور حال و هواي خودش طي ميكرد.و شبهاي قدري كه توي مسجد دانشگاه مراسم دعاي جوشن كبير و قرآن بر سر گذاشتن بود و نماز عيد فطر كه در محوطه دانشگاه با حضور مردم ودانشجويان برگزار ميشد وجالبي اش اين بود كه ما هر كدام يك پتو براي زيرانداز باخود مي برديم و ميزبان مردمي بوديم كه فاقد زيرانداز بودند. و رمضان به پايان مي رسيد بدون اينكه بدانيم كه چگونه گذرانده ايم.
پ.ن: ازتمام دوستان و عزيزان گرامي تشكر ميكنم بابت اظهار لطف و محبتي كه دروبلاگهاشون و نيز دركامنتهاي زيباي پست قبلي نسبت به من و خانواده ام داشته اند. اميدارم كه به حق همين ايام پرازخير و بركت همه حاجت روا شوند.آمين.

׀ +׀ نویسنده: سهیل ׀ تاریخ: یکشنبه 16 مهر1385 ׀ موضوع: ׀
 

و اين چند روز. . .

                                                                   به نام خدا

((به سبك شعر سهراب براي اين چند روزگذشته))
خانه اي خواهم ساخت (نه اين نه)
خانه اي خواهم خريد ( نه اين هم نه)
خانه اي خريده ام ( ها اين شد دوباره)
خانه خريده ام
با لطف خدا و دعاي دوستان
با وام و قرض و اقساط
خانه اي خريده ام
تا دگر بنشينم در آن
به دور از غرغر صاحب خانه
تا در آن با آسايش
بگذرانم عمر باقيمانده
خانه اي خريده ام
يادمه كه در وبلاگ صبح است ساقیا . . . روز اول رجب كه مصادف با شب ليلة‌الرغائب (شب آرزوها) بود از همه شما دوستان و بزگواران التماس دعا مخصوص داشتم و الحق و الانصاف كه همه دوستان نيز از دل وجان مايه گذاشتند ومن را شرمنده خود كردند. و تا مدتها بعد از آن جوياي احوال و كار من بودند. بعضي ها كه توي افطار همان شب؛ بعضي ها توي نمازمخصوص آن شب؛يكي هم در جشن مولودي حضرت علي(ع) و . . همه به صورتي من را ياد كردند و برايم دعا كردند و الان ميخواهم به همه شما بگم كه دعاي خيردلهاي پاك همه شما مستجاب شده و من به واسطه دعاهايي كه تك تك شما برايم كرده ايد در كارم موفق شدم. قضيه از اين قرار است كه بعداز چند سال زندگي مستاجري تصميم گرفتيم كه خانه اي براي خودمون دست و پا كنيم . با كمي پس انداز و نيز وام مسكن به دنبال خانه بوديم اون روزها شرايط بسيار سختي برايم بود. گراني خانه ها و نيز شرايطي كه مورد نظرمون بود و . . . همه باعث شده بود كه روزها بدنبال خانه باشيم و به نتيجه نرسيم. تا اينكه من از همه شما ملتمس دعا شدم. باور كنيد كه بطور باور نكردني شرايط تغييركرد .هم از نظر مالي كمكهايي شد و هم در منطقه اي رفتيم كه وضعيت خانه ها با نظر ما مطابقت داشت و بالاخره يك خانه (يا بهتره بگم يك واحد آپارتمان) نظرمون را گرفت ودر روز ولادت حضرت اميرالمومنين(ع) قولنامه اش كرديم و درروز نيمه شعبان تحويل گرفتيم و يك مقداري هم خرده كاري داشت تا اواخر شهريور كه بالاخره در آخرين جمعه آخرين ماه تابستان به خانه جديد نقل مكان كرديم .
وظيفه داره اينجا ازخانم کوچولو  كه با بزرگی خویش در اين چند روزي كه نبودم مديريت وبلاگ صبح است ساقيا . . . را برعهده داشته اند و زحمت تفال و حكايتهاي روزانه را كشيده اند به صورت ويژه تشكر و قدرداني كنم. با داشتن همراهان مهربان و خوبي همچون ايشان در كنار خويش هيچگاه خودم را تنها احساس نميكنم.
و باز هم از تك تك شما كه با دعاهاي برخاسته از دلهاي پاك و صميمي و پرازمهر ومحبت كه منزلگاه ايمان و نور الهي بوده ؛به فكر من بوديد تشكر و قدرداني كنم اميدوارم كه در تمام مراحل زندگي موفق و سربلند باشيد و سلامت.
در اين چند وقت كه نبودم لطف و محبت همه شما درحضورتون در وبلاگهايم و كامنتهايي كه گذاشته ايد به من رسيده انشاءالله خدمت همه شما مي رسم و از مطالبتون استفاده خواهم كرد اميدوارم كه بتونم حضورگرم و صميمانه اتان را هر چند اندك جبران كنم.
در جريان اين نقل و انتقال و در خانه جديد موضوعاتي پيش آمد و ديدم كه فكر كنم در آينده بتونه چند تا پست مطلب براي وبلاگم تهيه بشه .

׀ +׀ نویسنده: سهیل ׀ تاریخ: سه شنبه 4 مهر1385 ׀ موضوع: ׀
 

و بوي رمضان و بوي ماه مهر. . .

فرا رسيدن ماه پر از فيض و بركت رمضان را تبريك عرض نموده و اميدوارم كه بتونيم در اين ماه بهره لازم را از آن ببريم به اميد قبول طاعات و عبادت شما و خانواده اتون در اين ماه ما را هم از دعاي خير خود بي نصيب نگذاريد.
همچنين آغاز ماه مهر و بازگشايي مراكز علمي را به تمام معلمان و دانشجويان و دانش آموزان تبريك عرض مي نمايم و براي همه اين عزيزان كه جهت كسب علم تلاش ميكنند از خداوند متعال سلامتي و موفقيت را خواستارم مخصوصا براي عزيزاني كه امسال جهت كنكور سراسري خودشان را آماده مي نمايند .
باز آمد بوي ماه مهر
بوي شادي هاي راه مدرسه
دنگ . . . دنگ . . .
(يادش بخير اون ايام )

׀ +׀ نویسنده: سهیل ׀ تاریخ: سه شنبه 4 مهر1385 ׀ موضوع: ׀
 

در باره من

به نام خدا
با گذشت چند روز از(ف.ي.ل.ت.ر) شدن وبلاگ "صبح است ساقيا . . ." با توجه به اينکه چندين بار به آدرس داده شده ايميل فرستادم. هنوز وبلاگ در شرايط محدوديت دسترسي قرار دارد. به همين خاطر تصميم گرفتم که از روز عيدقربان تا زمان رفع محدوديت از وبلاگ اصلي حافظ (که اميدوارم هرچه زودتر باشد) در اينجا کارم را ادامه بدهم.
با تشکر از لطف و محبت همه شما دوستان گرامي.
ميزبان هر روز شما با حافظ : سهيل


منوی اصلی

· صفحه نخست
· پست الكترونيك
· آرشيو مطالب


آخرین نوشته ها

· امروز با حافظ (چهارشنبه 88/09/25)
· گوناگون
· امروز با حافظ (سه شنبه 88/09/24)
· گوناگون
· امروز با حافظ (دوشنبه 88/09/22)
· گوناگون
· امروز باحافظ (یکشنبه 88/09/22)
· گوناگون
· امروز باحافظ (شنبه 88/09/21)
· گوناگون



لینکدونی

· چشمه سار
· راز نهان
· بانوي سيب
· واحه
· فراتر از آسمان
· پله پله تا معبود
· دل نوشته های بانو
· با من بخوان
· گلهای زندگی
· آغاز . . . پایان
· فانا
· نفس عمیق
· پونه
· این هفته هم گذشت
· صبر
· مورچه کوچولو
· مهتاب
· کوچه شهر دلم
· دلنوشته های خانم مدیر
· بیتوته
· صبح بخیر
· ایپک
· هجوم سایه ها
· سکوت شبانه سحر
· بزم عارفانه
· چیزی شبیه زندگی
· روزگار تنهایی
· این منم! این منم ؟
· سکسکه قرن
· زمستون
· اسب وحشی
· شهر سنگستان
· فصل گناه
· نوت بوک
· هم نفس
· قلب آسمونی
· کلک خیال انگیز
· صدای شب
· یوحنای مجنون
· عشق و عرفان
· دلشده
· زمین شناس کوچولو
· قرار امواج
· ماوراء صلح
· روزگار تنهایی
· سر عشق
· فرهنگ و ادب عشق جاودان
· میهن پرست
· یک طرح گنگ
· شب اهنگ شباهنگ
· نگار عشق
· معراج
· واحه (قدیمی)
· میکده
· مکتب ایام
· سپیده
· یاداشتهای اسب وحشی
· نسیم دریایی
· همراز
· کلبه خانم کوچولو
· سلطان بانو و محمد
· نارایانا
· سکوت دل
· مکتوب
· قالب رایگان بلاگفا


امکانات


 

 


ترجمه قالب

محمدرضا ابراهیمی


Powered By
BLOGFA.COM