تبليغاتX
صبح بهاری
خاطرات و دل گویه ها
سر كوه بلند آهوي خسته
شكسته دست و پا ، غمگين نشسته
شكست دست و پا درد است ، اما
نه چون درد دلش كز غم شكسته
سر كوه بلند افتان و خيزان
چكان خونش از دهان زخم و ريزان
نمي گويد پلنگ پير مغرور
كه پيروز آيد از ره ، يا گريزان
سر كوه بلند آمد عقابي
نه هيچش ناله اي ، نه پيچ و تابي
نشست و سر به سنگي هشت و جان داد
                                           ( اخوان ثالث )

+ نوشته شده در  چهارشنبه 25 مرداد1385ساعت 16:13  توسط سهیل   | 

                                                               به نام خدا
ولادت حضرت علي(ع) نيز مانند ساير جنبه هاي زندگي حضرت منحصربه فرد است. تصورش را بكنيد مادر حضرت(فاطمه بنت اسد) به طرف كعبه كه ماوا و ملاجاء همه است به حركت در ميايد و شايد بشه گفت كه او خودش نبوده كه اونجا ميرفت يك نيرويي، يك حسي،يك كششي او را به طرف كعبه كشانده . و او فقط گام برميداشت فاطمه بنت اسد سر بركعبه مي نهد وگام در كعبه. و وقتي كه به خود آمده خويشتن را دردرون آن خانه پررمز و راز ديده. همه و همه زمين و آسمان، مْلك و مَلك چشم در انتظار ولادت الگو و اسوه تمام صفات نيك هستند. برترين بانوان تاريخ برگزيده شده اند تا به پرستاري از مادر برترين انسان تاريخ بپردازند. بر مادر و نوزاد در آنجا چه رفته هيچ كس نميداند.فكرش را بكنيد. چه عظمتي و چه شكوهي. فرشتگان و برگزيدگان همه در آن خانه جمع شده اند ودر انتظار به پايان رسيدن انتظار خويش. اسم علي و تصويرش را در هفت آسمان ديده بودند و اكنون آمده اند كه او را ببينند،ببويند و حس كنند. سكوتي عظيم و توقفي بزرگ درعالم در مينهد و همه ساكت و ساكن ميشود و اولين صدايي كه تاريخ را به حركتي دوباره و شايد جديد وا ميدارد گريه نوزادي است كه با ولادتش سجده مجدد تمام فرشتگان و ملائك را بر انسان تكرار مي سازد. علي(ع) پا برعرصه وجود مي نهد و عرصه وجود را در زير پاي مي نهد. و خدا نيز ميخندد و اخرين پازل خلقت را با دقت و وسواس بسيار جاي خويش قرار ميدهد و انگاه سر رابه رضايت تكان ميدهد و خود را عقب ميكشد نگاه مي كند بر دنيايي كه ديگر كامل گشته. ملائك علي(ع) را دست به دست ميگرداندند و نگاهش ميكردند هر كدام در گوشش اذان و اقامه خوانده وبا هر(اَشْهَداَنَ عَليً وَلي الله) كه گفته ميشد كودك چشمانش را ميگشوده و باهر نگاهي برآنان يكي از صفات الهي را دريافت ميكرده تا اينكه فرشتگان همه يك به يك وظيفه خويش را انجام داده و هركدام يكي از صفات فرا انساني را در نهاد و ضمير پاك اين كودك قرار دادند.طعامي از بهشت و جامي از كوثر بر او خوراندند. علي(ع) را در ميان پرنياني پيچيده و به دست مادركه بر بستري از نور قرار داده بودند مي دهند.و او را تا شكاف كعبه با جان و دل بدرقه ميكنند و آنگاه همه به آسمان بر مي گردند ومنتظر مي مانند تا بيست و يكم ماه رمضان 40ه.ق كه ميزبان هميشگي حضرتش باشند.
((ولادت با سعادت امير لبخند و عشق؛ حقيقتي برگونه اساطير؛ اميرالمومنين علي(ع) را به همه شما بزرگواران محترم تبريك و تهنيت عرض مينمايم.))
پ.ن:توي اين گيروداري كه من چندوقتي است كه شديداً درگير هست نميدانم كه چي شد ناخودآگاه مطلب فوق به ذهنم رسيد و برقلمم جاري شد. به هرحال اگر اشكالاتي دارد خواهيد بخشيد.
+ نوشته شده در  سه شنبه 17 مرداد1385ساعت 1:37  توسط سهیل   | 

در كدامين پرده مي گويي ؟
وز كدامين شور يا بيداد ؟
با كدامين دلنشين گلبانگ ، مي خواهي
اين شكسته خاطر پژمرده را از غم كني آزاد
( اخوان ثالث )

+ نوشته شده در  سه شنبه 3 مرداد1385ساعت 16:53  توسط سهیل   |