به نام خدا
آخيييييش راحت شدم. بالاخره اومدم بيرون.چقدر اينجا راحته چقدر اينجا بازه اوفففف كه چقدرجام تنگ بود. چقدر اونجا به عذاب بودم. حالا راحت شدم چقدر صبركردم تا بالاخره آزاد بشم. اووووهو اونجا رو باش ببين كجا بودم.واقعا هم كه جاش خيلي تنگ بود نگاه كن چقدر كوچيكه اونجا.بابا الان واقعاً راحت شدم نميدونم چطوري اونجا جا شده بودم. اما الان خوبه خيلي راحتم.
چه خبره؟ چيه؟ مگه نگاه كردن داره؟ خوب اومدم بيرون. چتونه؟ مگه جمع شدن داره بالاخره كه بايد مي اومدم بيرون خوب الان هم امدم بيرون. چه خبرتونه همه دور اون قفس جمع شدين و هي بروبر نگاهش ميكنيد. چرا ماتتون برده. خوب قفس خالي مگه ديدن داره.خالي شد ديگه راحت.
اَه اينجا چه خبره؟
سلام . . . سلام . . .
خوبيد شما. من همين الان اومدم بيرون. شما چطور؟ آره همين الان .تازه تازه ام نمي بينيد هنوز قشنگ نمي تونم پرواز كنم. هنوز چشام به نور اينجا عادت نكرده. تازه از همه مهمتر هنوز راهمو پيدا نكردم ببينم من بايد از كدوم طرف برم؟ آآآهاي با شمام من بايد از كدوم طرف برم ؟؟؟؟
دِ. . .دِ. . .دِ اونجا رو باش چي همه دارن جمع ميشن. چي همه شدن! يعني اين قفس اينقدر مهم بوده كه اينهمه دارن دور و برش جمع ميشن. بابا ولش كنيد ديگه من از توش فرار كردم چي هي ميخواهيد بگرديد ببينيد من از كجاش فرار كردم، زدم بيرون. حالا شما هي انداز ورندازش كنيد هي بالا و پايينش كنيد منكه در رفتم ديگه هم برنمي گردم يعني ديگه نميشه برگشت اينجا جاده اش يكطرفه است عبور ممنون زدن اينجا. يعني اينكه همه چيز تمام. اينجا اخر خطه حالا خودمم و خودمم. هر كار كه بخوام ميتونم انجام بدم چقدر اونجا بهم امر و نهر كرديد چقدر اونجا هر كاري كه خواستيد كرديد هي ميگفتم بابا اينجوري نيست بابا خوب نيست اما كو گوش شنوا. حالا ببينيد خوب شد كه در رفتم. اينقدر به حرفم گوش نكرديد كه من هم اينطوري زدم بيرون حالا بريد و ببينيد كه ميتونيد دوباره درستش كنيد يا نه.
راستي خودمونيم ها از اين بالا چي اون پايين يك طور ديگيه. چقدر همه چيز مشخصه. همه جا ديده ميشه اوهووو اون دور دستها رو باش چقدر قشنگه. اينور و اونور و همه جا. بابا ايكاش زودتر از اونجا ميزدم بيرون. اما خودمونيم ها چقدر هم خنده دارشده. نگاهش كن چي افتاده يكجايي. اما همه اش يكطرف اونهايي كه دور و برش دارن با اون چشمهاي بهت زده اشون نگاهش ميكنن يكطرف. ماييم ديگه بزنيم بيرون اينطوري ميكنيم . هنوز ما را نشناختيد. آره مثل اينكه بالاخره ولش كردن. اين بهتره بابا حقيقت اينه ديگه. چكارش داريد گناه داره.
خوب من هم كم كم خودم را جمع و جور كنم ببينم اينجا چه خبره. كي به كيه. كجا به كجاست. راه كدوم طرفه چاه كدوم طرفه. اينجا چي همه راه هستش. كدوم طرف بايد برم. بابا اينهمه مثل من راه افتادند چطوري راهشونو پيدا كردن. چرا من نمي تونم برم. همه دارن ميرن من موندم. بايد يك تكوني به خودم بدم بايد يك جنب و جوشي پيدا كنم نه بابا. مثل اينكه خبري نيست. نكنه يكوقت برگردم توي اون قفس. نه بابا من زدم بيرون ديگه، مگه ميشه منو باز بچوپونن اون تو. عمرا اگه من برم. شايد هنوز وقتش نشده بايد يك كم ديگه صبر كنم ببينم تا اون موقع چي ميشه .
يك نگاه بندازم اون پايين دوباره ببينم چي خبره؟ هاااا حالا شد از همون اول بايد اين كار را ميكرديد بالاخره برانكار رو آوردن. ببين چند نفر اون هيكل را گرفته اند و بلند كرده اند. اوه چي زحمتي ميكشن يعني اينقدر سنگين شده. خوب ديگه بذارينش توي آمبولانس و ببريدش سردخونه.آره بهتره اون جنازه را ببرند پيش بقيه جنازه ها و من هم برم پيش بقيه روح ها. منم دارم كم كم سبكتر ميشم و دارم ميرم بالاتر. خوب مثل اينكه وقتشه كه برم اون بالاها، بايد برم كار دارم . بايد برم و سوال و جواب پس بدم. آره . . . حالا موقع تسويه حسابه. اينهاش اين هم راهِ من پيداش كردم . بايد برم بالا اون بالا بالاها . چقدر اون پايين كوچيك و كوچيكتر ميشه و چقدر اينجا روشن تر و روشن تر . . . |